است كه كتابهايى را حمل مىكند .
ص 563 س 11 : « إنّ اشدّ اهل النار . . . » قسمتى از حديث اول باب سيزدهم كتاب علم كافى است « 1 » .
يعنى در ميان اهل آتش سختتر از همه مردى پشيمانى و دريغ دارد كه بندهاى را بسوى خداى تعالى بخواند ، پس آن بنده دعوتش را اجابت كند و بپذيرد ، پس خداى را اطاعت كند پس او را به بهشت درآورد و آن مرد داعى را بسبب ترك عملش در آتش افكند .
ص 564 س 1 : باب ملك الجرذان و وزرائه .
جرذ - بضم اول بر وزن صرد - : كلا كموش ، بمعنى موش دشتى است چه كلاك بفتح اول بمعنى دشت است . و جمع آن جرذان بكسر اول و سكون ثانى است مثل صرد و صردان . يعنى باب پادشاه موشان دشتى و وزيرانش .
ص 564 س 14 : قال اللّه عز و جل . . . « 2 » . أزر ، بفتح اول و سكون ثانى به معنى پشت است . اشدد به ازري أي ظهري .
خداى عز و جل از زبان موسى كليم - عليه السلام - حكايت فرمود كه از وى خواست : از خاندان من وزيرى برايم بگمار ، برادرم هارون را - پشتم را به دو نيرو بخش .
ص 565 س 2 :
وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ . . .
« 3 » . يعنى در آن بهشت است آنچه را كه جانها مىخواهند و چشمها لذت مىبرند .
ص 565 س 7 : « ولى جلساء . . . » دو بيت شعر از محمد بن زياد اعرابى است « 4 » ، از جمله اشعارىاند كه در وصف كتب و همنشينى با آنها گفته است .
يعنى مرا همنشينانىاند كه از گفتار آنان خسته نمىشوم ، همنشينانى خردمند
هامش
( 1 ) - « اصول كافى » ج 1 ، ص 35 ، به اعراب راقم .
( 2 ) - سورهء طه ( 20 ) : 23 .
( 3 ) - سورهء زخرف ( 43 ) : 72 .
( 4 ) - « شرح المظنون به على غير أهله » ص 4 - 5 ، چاپ مصر ، 1331 ه .