است . يعنى زبان بلاء مىآورد . اين مثل را در مجمع الامثال واقعهاى طولانى است .
ص 558 س 19 : « و مقتل الرجل . . . » يعنى قتلگاه مرد ميان دو فكّ اوست .
ص 559 س 1 : « يصاب الفتى . . . » اين دو بيت از يعقوب بن اسحاق معروف به ابن السّكّيت است . در تاريخ ابن خلكان « 1 » و در مجانى الأدب « 2 » مذكور است .
يعنى آدمى از لغزش زبانش آسيبى مىبيند كه هرگز از لغزش پايش چنان آسيب نمىبيند ، چه اين كه لغزش او در گفتار سرش را بر باد مىدهد و لغز پايش به آرامى بهبود مىيابد .
ص 559 س 12 : « يقولون لى . . . » شعر از جميل بن عبد اللّه العذرى است ، در حماسه ابوتمام آمده است « 3 » .
يعنى : مرا خوش آمد مىگويند ، و اگر ساعتى بر من دست بيابند مرا مىكشند .
ص 559 س 15 : « اعقد من ذنب الضبّ » ضبّ : سوسمار است . بر دم او گره بسيار است . يعنى در دشوارى گردهدارتر از دم سوسمار است . در مجمع الامثال ميدانى « 4 » و در جمهرة الامثال عسكرى و ديگر كتب امثال آمده است .
ص 560 س 9 : « و لو انّ لي . . . » منبت : اسم مكان نبت به معنى رستنگاه است . بثّ : پراكنده كردن و گستردن و فاش كردن است .
يعنى : اگر مرا در هر رستنگاه موى زبانى باشد كه در تو سپاسگزارى پراكند هر آينه نارسا خواهد بود .
ص 561 س 7 : « الألمعي . . . » شعر از اوس بن حجر است . در شرح عبد الرحمن برقوقى بر ديوان متنبّى « 5 » و در جامع الشواهد فاضل يزدى ( محمد باقر شريف يزدى ) و در كامل مبرد « 6 » مذكور است .
هامش
( 1 ) - « وفيات الأعيان » ج 2 ، ص 471 ، رحلى .
( 2 ) - « مجانى الادب » ج 2 ، ص 112 ، باب 6 ، چاپ بيروت .
( 3 ) - « شرح حماسه » از مرزوقى ، ج 1 ، ص 325 ، مصر ، چاپ اول .
( 4 ) - « مجمع الأمثال » ص 428 ، رحلى ، چاپ سنگى .
( 5 ) - « شرح ديوان متنبى » ج 2 ، ص 85 ، چاپ مصر .
( 6 ) - « كامل مبرّد » ج 2 ، 274 .