طلب چيزى رود كه او را به نابودى كشاند . ( نقل به ترجمه ) .
يعنى مانند كاونده و جوينده مرگ خود به سم خود .
ص 557 س 8 : « و لا تك كالشاة . . . » يك بيت شعر از شاعر پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - حسّان بن ثابت است كه در ديوان حسان آمده است و نيز ابن هشام در سيره نقل كرده است « 1 » و معنى آن به مفاد مثل ياد شده است .
حفر بفتح و سكون كندن است و محفر اسم مكان آن و حفير گور كنده . شاة گوسفند است و اصل آن « ش و ه » است . يعنى مانند آن گوسپند مباش كه مرگش به كندن بازوانش ( زمين را ) بود ، و گودالى را ( يعنى گورش را ) دوست نداشت .
ص 557 س 10 :
وَ لا تُلْقُوا . . .
« 2 » يعنى خودتان را به دستان خودتان به هلاكت ميفكنيد .
ص 558 س 3 : « فارم بى . . . » شعر از متنبّى است « 3 » .
رمى الشىء و به : انداخت آن را از دست . رواء بضم : منظر و ديدار .
يعنى مرا هر كجا خواهى بيند از ( مرا فرمان بده بر هر چه خواهى ، و هر دستور دارى به من واگذار ) كه من شير دلى آدمى رويم .
ص 558 س 6 : « ماذا الوداع . . . » شعر از متنبّى است « 4 » وامق : محبّ . كمد :
سخت اندوهگين .
يعنى اين وداع وداع دوست سخت اندوهگين ، از دوست خود نيست ؛ اين وداع وداع جان از تن است .
ص 558 س 18 : « إنّ البلاء موكّل بالمنطق » مثل است در مجمع الامثال ميدانى « 5 » و جمهرة الأمثال ابوهلال عسكرى آمده است . توكيل : كسى را بر چيزى گماشتن ، و موكّل اسم مفعول آنست . يعنى بلا بر سخن ( زبان ) گماشته شده
هامش
( 1 ) - « سيره ابن هشام » ج 1 ، ص 451 ، چاپ مصر 1375 ه .
( 2 ) - سورهء بقره ( 2 ) : 191 .
( 3 ) - « شرح ديوان متنبى » از عبد الرحمن برقوقى ، ج 1 ، ص 36 ، مصر ، چاپ اوّل .
( 4 ) - « شرح ديوان متنبى » از عبد الرحمن برقوقى ، ج 2 ، ص 138 ، مصر ، چاپ اوّل .
( 5 ) - « مجمع الأمثال » ص 35 ، چاپ مصر .