تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم * يعنى غلام شاهم و سوگند مىخورم
در ديوان نگارنده آمده است :
بديدم عين ثور و قلب عقرب * كمربند ميان توأمان را
بگفتم چشم و دل روشن كسى را * كه اندر راه او بسته ميان را
و نيز در مطلع غزلى گفته‌ام :
بربند بىتراخى در كار دل ميان را * چندان كه خيره سازى از خويش تو امان را
و در الهى نامه‌ام آمده است : خوشا آن كه چون ثور چشم بينا دارد و مانند قلب اسد و عقرب دلى آتشين و روشن و مثل جوزاء در راه تو ميان سخت بربسته است . ص 553 س 13 : « و انما أولادنا . . . » اين دو بيت از خطّاب بن معلّى است و از اشعار حماسه است « 1 » و لكن در خود حماسه ابوتمام « 2 » ، و در شرح خطيب تبريزى بر آن « 3 » حطان بن معلى آمده است ، و حطان را فعلان از حط دانسته است . به عيون الاخبار ابن قتيبه دينورى « 4 » و امالى قالى « 5 » نيز رجوع شود . مصراع چهارم در شرح حماسه تبريزى چنين آمده است : « لامتنعت عيني من الغمض ) . يعنى همانا فرزندان ما در ميان ما جگرهاى ما هستند كه بر روى زمين راه مىروند ، اگر باد بر برخى از ايشان وزد هر آينه چشم ( يا چشم من ) از خواب خوددارى مىكند . ص 555 س 6 : « صرت أخيب من حنين » يعنى نااميدتر از حنين گرديدم . اين جمله مثلى است ، و آن را براى كسى زنند كه از سفر خود نااميد باز گردد . به حرف خاء وراء فرائد الادب منجد ، و به حرف راء مجمع الأمثال ميدانى « 6 »
هامش
( 1 ) - « حماسه » ص 86 ، باب اوّل ؛ « شرح حماسه » از مرزوقى ، ج 1 ، ص 285 ، چاپ مصر . ( 2 ) - « حماسه » ، ص 76 ، چاپ مصر . ( 3 ) - « شرح حماسه » از خطيب تبريزى ، ج 1 ، ص 151 ، چاپ بولاق . ( 4 ) - « عيون الاخبار » ج 3 ، ص 95 ، چاپ مصر . ( 5 ) - « أمالى قالى » ج 2 ، ص 189 ، چاپ مصر . ( 6 ) - « مجمع الأمثال » ص 255 ، رحلى ، چاپ سنگى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 435 | حسن حسن زاده آملى