تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
ص 550 س 1 : « باب الحمامة . . . » باب كبوتر و روباه و بوتيمار . بوتيمار را غم خورك نيز گويند . ص 550 س 12 : « ورقاء ذات . . . » مصراع بيتى است از قصيده عينيه شيخ رئيس ابو على سينا درباره نفس ناطقه ، در تاريخ ابن خلكان آورده شده است و حكيم سبزوارى در اسرار الحكم آن را شرح كرده است و مطلع آن اين است :
هبطت اليك من المحل الأرفع * ورقاء ذات تعزز و تمنّع
يعنى كبوترى با نيرو و خويشتن‌دار - كه مراد نفس ناطقه انسانى است - از جايگاه بلند بسوى تو فرود آمد . ص 550 س 13 : « رضيت من . . . » شملة جامه‌ايست . در منتهى الارب گويد : شملة نوعى از چادر كوتاه كه در خود پيچند . يعنى از دنيا به خوراكى كه كفايت زيست تواند بود ، و جامه‌اى كه بر خود پيچم ، و نوشيدن آبى از كوزه‌اى شكسته ، خوشنودم . ص 551 س 1 « تجرد من الدنيا . . . » شعر از محمد بن تومرت است و در تاريخ ابن خلكان مذكور است . ( تجرّد : برهنه شدن . كنز اللغة ) يعنى از دنيا برهنه شو ، چه اين كه همانا تو به دنيا آمدى در حالى كه برهنه بوده‌اى . ص 551 س 13 : « هذا حصن مكنون . . . » بعضى از بيان مبارك امام جعفر صادق - عليه السّلام - است كه تخم‌مرغى را در دست گرفت و جواب عبد اللّه ديصانى را كه به حضرتش عرضه داشت : « دلّني على معبودك » تقرير مىفرمود : و خبر در اوائل كتاب توحيد اصول كافى جناب ثقة الاسلام كلينى - رضوان اللّه عليه - منقول است « 1 » . يعنى اين ( تخم‌مرغ ) قلعه‌ايست پوشيده از هر طرف . مر او را پوستى ستبر است و زير آن پوست ستبر پوست نازكى است و زير پوست نازك طلاى مايع ( زرده تخم‌مرغ ) و نقره آب شده ( سفيده تخم‌مرغ ) ، نه طلاى روان با نقره آب شده مىآميزد و نه نقره آب شده با طلاى روان . پس اين تخم‌مرغ به حال خود است نه
هامش
( 1 ) - « اصول كافى » ج 1 ، ص 63 ، به اعراب راقم .