تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
على ذلك بقوله : كنت كنزا مخفيا لم أعرف فأحببت أن أعرف . . . فلولا هذه المحبة ما ظهر العالم في عينه فحركته من العدم إلى الوجود حركة حبّ الموجد لذلك . غرض اين كه چنانچه از آن سوى سير حبّى است سعى كن كه ترا نيز از اين سوى سير حبّى باشد .
قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » براى عبد سالك هيچ نهجى شيرين‌تر از سير حبّى نيست . در بند چهارم دفتر دل آمده است :
جهان در سير حبّى شد هويدا * تو مىگو جمله شد از عشق پيدا
نباشد غير حبّي هيچ سيرى * نه خود سير است عشق و نيست غيرى
ز ذرّه گير تا شمس و مجرّه * به عشق و عاشقى باشند در ره
برو بر خوان أتينا طائعين را * جواب آسمانها و زمين را

كلمهء 175

اعداد ارقام حروف جمل چنان كه در علم هيئت و نجوم و ديگر شعب رياضى متداول است در ديگر علوم نيز به خصوص در ماده تاريخ بسيار به كار مىبرند . مثلا در اين بيت آمده است :
عمر نبى « سبح » ، نبوتش « كج » * مدينه بُد « ى » به مكه بُد « يج »
يعنى مدت عمر پيغمبر خاتم - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - 63 سال بوده است ، و مدت نبوتش 23 سال كه 13 سال آن را در مكه مكرّمه بسر برده است و ده سال آن را در مدينه طيّبه . وقتى سفيرى از طرف سلطان روم بر شاه تهماسب صفوى وارد شد ، عالم جليل شيخ على بن عبد العالى معروف به محقق كركى در آن مجلس حاضر بود ، سفير از راه تعرض و فتح باب جدل گفت : يا شيخ ماده تاريخ اختراع اين مذهب شما كلمه « مذهب ناحق » است يعنى مذهب باطل كه كلمه « نا » در زبان فارسى حرف نفى است و اين اشاره به تاريخ آغاز سلطنت صفويه مىباشد كه 906 است .
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ( 6 ) : 165 .