تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
سبوح كسى كه آنچه در فرد و قدوس و سلام منفى است از او منفى است . پس اين گونه اسماء و صفات سلبيه در حقيقت اسماء و صفات تقديسيه‌اند ، و همه بر حق تعالى اطلاق مىشوند ، و اذن شرعى در اطلاق آنها بر حق سبحانه داريم ، اذن بدان معنى كه گفته‌ايم . 4 - و گاهى صفات سلبيه گويند و از آن سلب السلب خواهند كه تمام سلوب به سلب واحد بر مىگردند ، زيرا مراد از سلب دوم كه مضاف اليه است امكان و احتياج و نقص و عدم و نفاد و امثال اين گونه تعبيرات است . و بقول حكيم سبزوارى در غرر :
و وصفه السلبى سلب السلب جا * في سلب الاحتياج كلا أدرجا « 1 »
پس سلب الامكان كه عبارت ديگر از سلب السلب است ، مثلا سلب ماهيّت و سلب جوهريّت و سلب جسميّت و سلب جماديت و سلب عرضيت و مانند اينها از حق تعالى است . و به عبارت ديگر صفات سلبيه بدين معنى در حقيقت سلب نقائص ممكنات از حق سبحانه است ، نه سلب كمال آنها از او ، زيرا كه ممكنات مطلقا آيات و كلمات و اسماى اويند و به اضافه اشراقيه قيوميه قائم بدويند ، و محال است كه موجودى اسمى از اسماى حق نباشد و موجود باشد ، اسم به معنى اسم عينى ، و موحّد فقط سلب نقائص آنها از حق تعالى مىكند كه طاهر از تدنّس اكوان است چنان كه از امام ملك و ملكوت صادق آل محمّد - صلوات اللّه عليهم - امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان در تفسير كريمه
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
روايت كرده است كه : أي يطهّرهم عن كل شىء سوى اللّه إذ لا طاهر من تدنّس بشىء من الأكوان إلا اللّه . حال بدان كه موحّد به توحيد قرآنى كه دين حقيقى و فطرى نظام هستى است از صفات سلبيه حق سبحانه همين معنى را مىخواهد ، چنان كه امام الموحدين
هامش
( 1 ) - « غرر » از سبزوارى ، ص 153 ، چاپ ناصرى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 403 | حسن حسن زاده آملى