تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
ان معناه ينقص من الليل فيجعل ذلك النقصان زيادة في النهار ، و ينقص من النهار فيجعل ذلك النقصان زيادة في الليل على قدر طول النهار و قصره ، عن ابن عبّاس و الحسن و مجاهد و عامّة المفسرين . اين تعبير شيوا و رساى مجمع ناظر به همان قسم اول است كه به نسبت معظم آفاق معموره است ، فتبصّر .

كلمهء 178

اين كلمه نامه‌ايست كه به خواسته دوستى برايش نوشته‌ايم : بسم اللّه خير الاسماء در حيرتم كه چه نويسم ؟ روى سخنم با كيست با خفته است يا با بيدار ؟ اگر با خفته است خفته را خفته كى كند بيدار . و اگر با بيدار است بيدار در كار خود بيدار است . وانگهى نويسنده چه نويسد كه خودنامه سياه و از دست خويشتن در فرياد است .
پيرى و جوانى چو شب و روز برآمد * ما شب شد و روز آمد و بيدار نگشتيم
بد نوع پشمها كه رشتيم و بد جنس تخمها كه كشتيم .
خرما نتوان خورد ازين خاركه كشتيم * ديبا نتوان بافت از اين پشم كه رشتيم
چون از كشتزار خود بىخبرم آسوده مىچرم ، آه اگر از پس امروز بود فردايى . و ليكن به قول شيخ اجل سعدى :
گاه باشد كه كودك نادان * به غلط بر هدف زند تيرى
كلمه‌اى چند تقرير شود ، و نكاتىاند تحرير گردد شايد كه دلپذير افتد .
مگر صاحبدلى روزى به رحمت * كند در حق درويشان دعائى
معرفت نفس طريق معرفت ربّ است كه از سيّد انبياء و هم از سيد اوصياء - صلوات اللّه عليهما - مأثور است : من عرف نفسه فقد عرف ربّه هر كس در خويشتن بينديشد و در خلقت خود تفكر و تأمل كند دريابد كه اين شخص محيّر العقول ،