كلمهء 172
إنّ الوجود كلّما كان أقوى كان انتزاع المعاني الكلّيّة عنه اكثر . « 1 »
كلمهء 173
اسماء و صفات الهى را به ثبوتى و سلبى قسمت مىكنند ؛ و از اين قسمت به وجودى و سلبى ، و به ايجابى و سلبى نيز تعبير مىكنند چنان كه نعوت سلبيه را به صفات جلال و نعوت ثبوتيه را به صفات جمال نيز تعبير مىكنند ، بدين وجوه معانى كه گفته آيد :
1 - گاهى اسماء و صفات ثبوتيه گويند بدين معنى كه حق تعالى حىّ است و قادر است و عالم است و مريد است و مانند اين اسماء . در مقابل آنها صفات سلبيهاند بدين معنى كه خداى سبحان جوهر نيست و مركب نيست و جسم نيست و متحيّز نيست و مانند اينها كه در كتب كلامى آوردهاند ، و در حدّ افكار كلامى در پيرامون آنها بحث كردهاند .
2 - و گاهى اسماء و صفات سلبيه گويند و از آن مقابل توقيفيه را اراده كنند ، بدين بيان اسمائى كه در شرع اطلاق آنها بر بارى تعالى وارد شده است ثبوتيه است و گرنه سلبيه . و از اين معنى تعبير به اذن شرعى كنند .
3 - و گاهى سلبيه گويند و از آن اراده كنند اسماء و صفاتى را كه مفاد سلب و نظائر آن مانند نفى و عدم با معنى كلمه همراه است ، اگرچه اسم و صفت بالاتفاق بر حق سبحانه اطلاق مىشود . مثل وصف غنى كه عدم فقر است ، و اسم غنيّ كه احتياج از او منفى است .
علامه ابن فنارى در مصباح الانس در بيان بعضى از اسماء سلبيه بدين وجه ، نيكو افاده فرموده است كه :
هامش
( 1 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 190 ، رحلى ، چاپ سنگى .