بضاعت مزجات شمّهاى از آنچه كه بساليانى دراز در روضه رضوان محضر انس و قدس آن قدّيس قدّوسى ، و محفل درس و بحث آن معلّم ربّانى ، در دفتر خاطرات ضبط كردهايم و گفتنى است تقديم ميداريم ، و بدون تصنّع و تكلّف در إنشاء ، كلك را به رفتار سادهاش واگذار ، و باختيارش رهسپار مىكنيم بسم اللّه مجريها و مرسيها .
يكدهان خواهم به پهناى فلك * تا بگويم وصف آن رشك ملك
ور دهان يابم چنين و صد چنين * تنگ آيد در بيان آن امين
اينقدر هم گر نگويم اى سَنَد * شيشه دل از ضعيفى بشكند
در پيرامون اين گونه مردان بزرگ كه فوق زمان و مكان و از نوابغ دهرند ، از چندين بعد بايد سخن بميان آورد كه كوتاهترين آن أبعاد بعد زمان و مكان و شرح نحوهء تعيّش و معاش آنان است و در اين بعد مادّى سخن گفتن دور از شأن آن ارواح عرشى است ، در اين قسمت به همين گفتار حافظ شيرين سخن اكتفا مىكنيم :
فلك بمردم نادان دهد زمام مراد * تو اهل دانش و فضلى همين گناهت بس
وقتى به دأب و اقتضاى أوان تحصيل ، به بؤس بأسايى دچار شدم كه ترا طاقت نباشد از شنيدن ، دوست دانشمندى كه با وى افتخار هم حجرگى داشتم به ديدارم آمد - خدايش ببخشايد - كه به تشفىام آمد و شفا بخشيد و نويدم داد كه يارا اين سختى گوارا بادت كه به شهادت تذكرهها ، نفوس مستعدّه از تحمل ساعاتى چنين در محنت زمانه ، مردان نامدار و اماثل روزگار شدند . آرى
نه در غنچه كامل شود پيكر گل * نه در بوته ظاهر شود صورت زر
ز احداث چرخ است تهذيب مردم * چو از زخم خايسك تيزى خنجر
آثار هر كس نمودار دارائى اوست :
بهترين معرّف آن جناب سير و سلوك انسانى ، و آثار علمى از تدريس و تأليف او است ، افاضل حوزه علميه قم كه شاغل كرسى تدريس اصول معارف حقه جعفريّهاند از تلامذه اويند ، و تفسير عظيم الشأن الميزان كه عالم علم را مايه فخر و