تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
گرم و تر است . بن دندان كنايه از اطاعت و فرمان‌بردارى با رغبت است . خاقانى در قصيده نونيه معروفش گويد :
دندانه هر قصرى پندى دهدت نونو * پند سر دندانه بشنو ز بن دندان
( 37 ) تپش بخش است و تابش ده چنان خورشيد فضل او * كه در كهپايه‌ى هر جان نهد عرقى بديگر سان
يعنى آفتاب فضل الهى درون بنىآدم را تپش مىدهد كه آن را حرارت غريزى و نار اللّه مىگويند . و نيز تابش مىدهد كه نور ديده و دل اوست . كهپايه‌هاى هر جان ، آن سه مكان بنام دماغ و دل و جگر است كه محل سه روح‌اند چنان كه در بيان بيت 14 گفته آمد . و شرايين و رگهاى خميده از دل رسته‌اند ، و اين هر يك از ديگرسان است . فصل دوم باب دوم جواهر و اعراض اسفار در حرارت غريزى بحث شده است « 1 » . و فاضل قوشچى در شرح تجريد گويد : الحرارة تطلق على اربعة معان : رابعها الحرارة الموجودة في بدن الحيوان التى هى آلة للطبيعة في افعالها كالجذب و الدفع ، و افلاطون يسمّيها النار الإلهية ، و هي المسماة بالحرارة الغريزية . . . .
( 38 ) قبولش گرهمى سر در ، « اثير » خسته جنباند * فلك گويد بنا ميزد ، زهى تمكين زهى امكان
نه هر كس لفظى آرايد ، ز هر لفظى سخن زايد * سخنگو آنچنان بايد ، كه داند قشر و لبّ آن
شعارى دان جهان ديبا ، كازين نقش من او بينا * بر آن ديباچه زيبا ، كزين نقش من او بنيان
دماغم درج گوهر شد ، ضميرم دست آزر شد * ز شعرم سحر مظهر شد ، منم بر ساحران سلطان
هامش
( 1 ) - « اسفار » ج 2 ، ص 23 ، فصل 2 ، رحلى ، چاپ سنگى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 226 | حسن حسن زاده آملى