تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
چيزى پالايند و صافى كنند » . و در قاموس گويد : « الراووق : المصفاة ، و الباطية ، و ناجود الشراب الذى يروق به ، و الكأس بعينها » . مصّ مكيدن است ، و پوست مادّت فزونى را مىمكد و بعضى از مكيده‌ها را به عرق و بعضى را به چرك و شوخ بيرون مىكند ، بدين سبب او را مصّاص راووق كش گفته است . دوم اثقال را مفرش كه گوشت است كه گرد استخوان درآمده است . و مفرش به هيئت اسم فاعل است . سيم دارد مفاصل خوش ، عصبها و عروقها است . چهارم قوّت حيوان ، استخوانها است كه جمله بدن حيوان بر او برپاست . آلات چهارگانه ياد شده را أعضاى متشابهة الأجزاء گويند ، زيرا كه گوشتِ سر همان باشد كه گوشت پاى ، و استخوان سر همان باشد كه استخوان هر عضوى ديگر ، و بر اين قياس .
( 29 ) سپاس آن داد بخشى را كه ما را رهنماى آمد * به آخر موقف اسرار و اول منزل اعلان
اول منزل إعلان ، اين جهان است . و آخر موقف اسرار ، آخرت و قيامت است .
( 30 ) كند فخار صنع او ، ز خاكى مختلط صورت * نهد بناى لطف او بر آبى ممتزج بنيان
فخار ، اشاره است به كريمه
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
« 1 » . و آبى ممتزج اشاره است به كريمه
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ
« 2 » . چند بيتى از دفتر دل خواندنى و شنيدنى است :
به بسم اللّه الرحمن الرحيم است * كه بينى نطفه‌اى درّ يتيم است
ببين از قطره ماء مهينى * فرشته آفريده دل نشينى
ز سير حبّى ماء حياتى * برويد ز ابتدا شاخ نباتى
همى در تحت تدبير خداوند * درآيد صورتى بىمثل و مانند
كه در ذات و صفات و در فعالش * بنحو اكمل است عين مثالش
تعالى اللّه كه از حمإ مسنون * مثال خويش را آورده بيرون
هامش
( 1 ) - سورهء الرحمن ( 55 ) : 15 . ( 2 ) - سورهء انسان ( 76 ) : 3 .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 222 | حسن حسن زاده آملى