تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
( 18 ) يكى نفاخه‌اىِ پردم ، دوم آيينه‌ىِ پرنم * سيم باد افكن خرم ، چهارم حقه‌ىِ مرجان
دسيس ، روح انسانى محجوب به حجاب بدن است . يعنى خداى تعالى روح را با تن آفريد و سردى و گرمى در وى پديد آورد ، و چهار انباز يارى ده در وى آفريد تا او را خدمت كنند : يكى نفاخه پردم ، يعنى بينى كه باد سرد به دل مىرساند . و بقول شيخ اجل سعدى در خطبه گلستان : منّت خداى را عزّ و جل كه طاعتش موجب قربت است ، و به شكر اندرش مزيد نعمت . هر نفسى كه فرو مىرود ممدّ حيات است ، و چون برمىآيد مفرّح ذات ؛ پس در هر نفسى دو نعمت موجود است ، و بر هر نعمتى شكرى واجب . . . . آيينه‌ى پرنم ، چشم است كه آدمى بديدن چشم خويشتن را از مهالك نجات مىدهد . بادافكن خرّم ، راه زير است كه رهگذر ثفل است . بسيارى از فضولات بدن چون براز كه ثفل معده است ، و همچنين ثفل بينى ، و بول و خلط سينه و مانند آنها به فشار باد از انسان دفع مىشود . حقه مرجان ، دهان است كه تن به خوردن زنده است . باز از ديباچه گلستان نقل كنيم :
مايه عيش آدمى شكم است * تا به تدريج مىرود چه غم است
گر ببندد چنان كه نگشايد * گر دل از عمر بركنى شايد
ور گشايد چنان كه نتوان بست * گو بشوى از حيات دنيا دست
چار طبع مخالف سركش * چند روزى بوند با هم خوش
چون يكى زين چهار شد غالب * جان شيرين برآيد از قالب
( 19 ) مميّز راى دستورى نهاده صدر بر بالا * چهار اركان فاضل را نشانده پيش در ديوان
( 20 ) يكى زان مشرقى متقن ، دويم مستوفى صاين * سيم دارنده خازن ، چهارم ناظر ديّان
مميز رأى دستورى ، عقل است كه به دماغ تعلق دارد ، و از آن تعبير به نهاده صدر بر بالا كرده است . چهار اركان فاضل يكى مشرقى متقن يعنى قوه متفكره است . و دومى
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 219 | حسن حسن زاده آملى