مستوفى صائن يعنى قوه متوهمه است . و سومى دارنده خازن يعنى قوه حافظه است . و چهارمى ناظر ديان يعنى قوه متخيله است .
( 21 ) براى هضم اول در بدن كاريگر آورده * مرتب چار جنس اندر دو رسته سى و دو دندان
( 22 ) يكى ساز گزيدن را ، دوم گاز بريدن را * سيوم برتر گزيدن را ، چهارم آسياى نان
اين دو بيت در وصف دندان است كه براى هضم اول غذاء اندر دو رسته سى و دو دندان به چهار جنساند : دندان پيشين براى بريدن چيزى ؛ ميانين براى گزيدن ؛ پسين براى شكستن چيزى و خرد كردن آن كه از آن تعبير به برتر گزيدن كرده است ؛ و پسترين براى آسيا كردن كه دندانهاى آسيا باشند .
( 23 ) براى هضم ثانى كرده در يك طبخگه مسكن * به امرش چار استاد سبك دست صناعت دان
( 24 ) يكى هيزم كش دوزخ ، دوم كاريگر مطبخ * سيوم دارنده برزخ ، چهارم ثفل ريز خوان
اين دو بيت در صفت معده و قواى خادمه آنست كه هضم دوم از آنها حاصل مىشود . چار استاد سبك دست يكى قوه جاذبه است كه هيزم كش دوزخ است ، و دوم هاضمه است كه كاريگر مطبخ است ، و سوم ماسكه است كه دارنده برزخ است ، و برزخ بودن طعام به لحاظ قبل و بعد آنست كه ظاهر است ، و چهارم دافعه است كه ثفل ريزخوان است .
قوه جاذبه ، طعام جاييده در آسياى دهن را بسوى دوزخ معده فروكشد كه هيزم كش دوزخ است . ماسكه ، طعامى را كه جاذبه به ديگ معده رسانده است در معده نگاه دارد چندان كه هاضمه در او اثر كند و بپزاند و همچو كشكاب كند .
دافعه آن قوت است كه چون طعام از معده به جگر رسيده باشد ثفلى كه با وى بماند از راه زير با معاء مستقيم دفع كند تا آدمى سبك شود .