به سبب آنچه از عبارات و الفاظى كه آن فصل مشتمل بر آنها است موضع طلسمى است كه به ملاحظه آن طلسم به آن انوار مىتوان و اصل شد .
و در آخر هيكل چهارم گويد :
بدان كه حكماى فرس و غير ايشان از متألهين مانند هرمس ( ادريس عليه السلام ) ، كه مسمّى به والد الحكماء است ، و فيثاغورس و افلاطون و امثال آنان بر اين عقيدتاند كه هر نوعى از افلاك و كواكب و بسائط عناصر و مركّبات آنها را ربّى در عالم نور است كه ربّ عقل مدبّر آن نوع و ذو عنايت به آن است ، و اين انواع را اظلال و اصنام آن ارباب مىناميدند . حتى حكماى فرس بسيارى از آنها را نامگذارى كردهاند ؛ چنان كه ربّ صنم آب را « خرداد » ، و ربّ اشجار را « مرداد » ، و ربّ آتش را « ارديبهشت » ناميدهاند . و به اين ارباب سيّد ما كاشف حقايق اسماء - صلّى اللّه عليه و آله - اشارت فرموده كه أتاني ملك الجبال و ملك البحار و ملك الأمصار .
اين بود خلاصه گفتار دوانى در شرح هياكل كه نقل به ترجمه كردهايم .
و كتابى ديگر به نام هياكل در علوم خمسه محتجبه - يعنى كيميا و ليميا و هيميا و سميا و ريميا ، كه از آنها تعبير به « كلّه سرّ » مىكنند ، و هر حرف مشير به علمى است : كاف به كيميا ، و لام به ليميا ، و هكذا - نوشته شده است مرحوم نراقى در خزائن گويد : « بدان كه كتب مشهوره كه قدما در علوم خمسه محتجبه نوشتهاند بسيار است ، از آن جمله هياكل و تماثيل ابى بكر بن على . . . » . « 1 »
غرض از نقل سخن اينان در هيكل ، آگاهى به وجه تسميه بدن انسان به هيكل است كه بدن صورت روح ، يعنى مرتبه نازل و ظل آن است . و نيز بدن را براى روح به منزله هيكلى دانستهاند كه روح به سبب تعلّقش بدان كسب كمالات مىكند و به انوار مجرده تشبّه حاصل مىنمايد . و هر چند بدن ظل روح و مرتبه نازله آنست ولى در حقيقت روح گوهرى وراى آنست ، و در صورت قطع علاقه با اين
هامش
( 1 ) - « خزائن » ص 235 ، به تصحيح راقم .