صورت هر چيز حقيقت آن چيز است ، و خداوند سبحان كه صورة الصّور است ، حقيقة الحقائق است . و صور عقول مفارقه همان انحاء حقائق وجوديه آنها است ، و هكذا صورت هر موجودى .
صورت در كتب عقليه به اشتراك لفظى به چند معنى آمده است . شيخ بزرگوار ابو على سينا در دو جاى شفاء معانى صورت را ذكر كرده است . نخست در آخر فصل دهم مقاله نخستين طبيعيات شفا « 1 » ؛ و ديگر در فصل چهارم مقاله ششم الهيات آن « 2 » .
عبارات شيخ را از شفاء در معانى صورت در درس 147 دروس معرفت نفس نقل و ترجمه كردهايم ، و نيز تعليقهاى از جناب ملا صدرا در بيان آن نقل به ترجمه كردهايم بدانجا رجوع شود .
غرض اين كه مراد از صورت ، صورت محسوسات به شكل هندسى مثلا نيست . و در حقيقت مآل اين صورت با اسماء و صفات الهى است ، بدين معنى كه خداى سبحان انسان را بدان اسماء و صفات آفريده است چنان كه بحسب ذات و صفات و افعالش مظهراتم حق است .
بدان كه بدن ، به بودن نفس بالفعل است . يعنى در حقيقت صورت فعليه بدن نفس است ؛ و بدن را هرگونه آثار حيات ، از طراوت و تازگى بشره و هيئت موزون و تأليف عناصر متضاد و تخطيط و تصوير اعضاء و جوارح و ادراكات حواس ظاهره و ديگر امور در مرتبهء بدن ، چه در ظاهر بدن و چه در باطن آن ، همه از نفس است ؛ كه صورت و حقيقت نفس را بايد در بدن ديد كه « پرتو روحست نطق و چشم و گوش » . و آنكه گفتهاند بدن مرتبه نازل نفس است اين معنى مراد است . پس در حقيقت ، نفس صورت بدن است . و حقيقت عالم را كه صورة الصور و حقيقة الحقائق است ، از اين اشارتِ نسبتِ نفس با بدن فهم كن . همانطور كه نفس در مواطن بدن خود را نشان مىدهد كه از انزَلِ مراتب بدن تا أشمخ مقامات نفس
هامش
( 1 ) - « شفا » ج 1 ، ص 22 ، فصل 10 ، رحلى ، چاپ سنگى .
( 2 ) - « الهيات شفا » ص 447 ، مقالهء 6 ، فصل 10 ، رحلى ، چاپ سنگى .