صرّح ابو العباس الفرغاني في اوّل كتابه الكامل بما يفهم أن الكندى إما هو مستنبط هذا الأصطرلاب المبطّخ ، و إما هو المؤثر له و العامل به .
كلمهء 135
كسانى كه در اطلاق اسماء لفظى بر خداوند سبحان قائل به توقيفيّت شدهاند ، توقيفيت بدين معنى است كه بايد در اطلاق آنها بر خداوند سبحان اذن شرعى رسيده باشد ، و مرادشان از اذن شرعى اين است كه ما بايد فقط همان اسمائى را كه در كتاب و سنت بر خداوند سبحان اطلاق شده است اطلاق كنيم ، نه اين كه آيتى يا روايتى امر و نهى فرموده باشد كه فقط بايد اين اسماء بر حق تعالى اطلاق شود نه غير آنها .
راقم گويد : مراعات ادب مع اللّه اين است كه اسماى حسنى را بر وى اطلاق كنيم ، و حال كه چنين است چه بهتر كه تا مىتوانيم آن اسمائى را به كار بريم كه در كتاب و سنّت وارد شدهاند . اين يك دستور استحسانى و ادب اخلاقى است .
پس اگر اسمائى را به غير از آنچه كه در كتاب و سنّت آمدهاند و مقرون با ادب مع اللّهاند بر حق تعالى اطلاق كنيم آيا منع شرعى داريم كه خلاف دين اسلام را مرتكب شدهايم ؟ حقا چنين ادعائى محض افتراء به شرع انور است . تفصيل اين بحث را به رساله كلمه عليا در توقيفيت اسماء إرجاع مىدهيم .
كلمهء 136
مرحوم ميرزا محمد تنكابنى در قصص العلماء گويد :
اين فقير مؤلف كتاب در سالى كه به سفر خراسان مىرفتم ، چون به سبزوار رسيدم مسائلى چند از كلام و حكمت و تفسير در رسالهاى جمع نمودم ، و آنها اشكالات عويصه بود ، و خدمت حاجى ملّا هادى سبزوارى دادم كه از معارف حكماى زمان و از تلامذه آخوند ملّا على نورى بوده - تا اين كه گويد - : چون رساله أسئله را به نزد او فرستادم نگاه كرد و گفت : أولا فلانكس خود جامع است و قادر بر ردّ