اين شبهات است . و ثانيا به جهت كثرت سنّ مرا قدرت بر فكر و تحرير جواب اين مسائل نيست . و ثالثا روزها را به تدريس اشتغال دارم ، نوشتن اجوبه آنها موجب تعطيل در درس است . و رابعا اين مسائل در غايت اشكال است ، و فلانكس به تعجيل مىرود و مسافر است ، و به اين تعجيل اين مسائل را به تفصيل فصيل نتوان انجام داد . بعد از اين كه مراجعت از آن سفر كردم ، ميرزا محمد حسين مجتهد ساروى ، و جناب حاجى ملا محمّد اشرفى از كيفيت سؤال و جواب حاجى ملّا هادى اطلاع يافتند كه او ترسيد كه اگر اين مسائل را جواب بنويسد شما خواهيد او را تكفير كرد چه او نيز با ملّا صدرا هم مذهب و در فساد عقيده با او شريك است . من گفتم كه اگر امروز پادريان و كشيشان اديان باطله در مذهب اسلام شبهات نمايند بجز حاجى ملا هادى و ملا آقاى دربندى كسى را داريد كه دامن همّت بر كمر زند و ردّ شبهات ايشان نمايد و دين اسلام را مستحكم دارد تا شما اصل برائت و استصحاب جارى داريد ؟ ايشان تصديق و تحسين كردند . « 1 »
كلمهء 137
جسم بدون وضع و محاذات نمىتواند در چيزى تأثير و تصرف كند ، و ما بالوجدان و الشهود و العيان قوهاى را در خويش مىيابيم كه بدون وضع و محاذات امورى را ابداع و انشاء مىكند و در آنها تصرفاتى دارد ، پس آن قوه كه وى را نفس ناطقه مىناميم جسم نيست ، بلكه از ماوراى طبيعت است اعنى گوهر مجرّد از ماده و احكام آنست .
كلمهء 138
اين كلمه شرح حديث شريف ذيل است :
المروي عن الوصيّ الإمام أمير المؤمنين على - عليه السلام - ؛ و كذا عن الإمام
هامش
( 1 ) - « قصص العلماء » ص 26 - 27 ، وزيرى ، چاپ سنگى .