و أما الرابع فكرؤية زيد مثلا صورة عمرو في النوم من غير قصد و ارادة منهما . « 1 »
يعنى :
بدان صورى كه از آن سوى مشاهده و مرئى مىگردند خواه به صورت اصلى مرئى و خواه به صورت غير آن ، يا به اراده مرئى است ، و يا به اراده رائى ، و يا به اراده هر دو ، و يا بدون اراده هيچيك از آن دو .
اول چون ظهور ملكى بر نبىاى از انبياء در صورتى از صور ، و چون ظهور كمل از انسانها بر بعضى صالحين در صورى غير از صورشان .
دوم چون ظهور روحى از ارواح ملكى يا انسانى به استنزال انسان كامل كه متصرف اوست به عالم خود تا از آن كشف كند معنائى را كه علمش مختص به اوست .
سوم چون ظهور جبرئيل - عليه السلام - بر نبيّ - صلّى اللّه عليه و آله - به استنزال پيغمبر او را ، و بعثت حق تعالى جبرئيل را بسوى نبى .
چهارم چون رؤيت زيد مثلا صورت عمرو را در خواب بدون قصد و اراده هيچيك از آن دو .
اين كلمه عليا ، عارف سالك را بسيار سودمند است .
كلمهء 115
اين كلمه شرح يك حديث از غرر احاديث است .
شيخ ثقه جليل ابو جعفر محمد بن على بن محمد آملى ، معروف به عماد الدين طبرى كه از اعلام اماميه قرن ششم هجرى است در كتاب شريف بشارة المصطفى لشيعة المرتضى « 2 » به إسنادش روايت كرده است عن أصبغ بن نباتة ، قال :
كتب أمير المؤمنين - عليه السّلام - في ما كتب إلى سهل بن حنيف : و اللّه ما قلعت باب خيبر و قذفت به أربعين ذراعا لم يحسّ به أعضائي ، بقوّة جسديّة و لا حركة
هامش
( 1 ) - « شرح فصوص الحكم » ص 228 ، چاپ سنگى .
( 2 ) - « بشارة المصطفى » ص 235 ؛ چاپ نجف .