واضحا ، فمن رام الاطلاع على هذا السّر فليقف عليه من ذلك الكتاب . . . » « 1 » .
اين مفتاح غيب الجمع و التفصيل همان مفتاح غيب الجمع و الوجود است . و صدر قونوى را كتابى ديگر به نام مفتاح غيب الجمع و التفصيل - و يا تفصيله - نيست .
مقصود از تفصيل ، تفصيل جمع است ، كه جمع در مقام علم است و تفصيل در مقام عين . و ابن فنارى از تفصيل به مقام عين ، تعبير به « الوجود » كرده است ، يعنى وجود خارجى اعيان موجوده كه تفصيل جمعاند فتدبر .
و نيز صدر الدين قونوى در اواخر تفسير فاتحة الكتاب به نام اعجاز البيان في تاويل أم القرآن در وصف مفتاح الغيب گويد :
و من أراد أن يتفهّم شيئا من أحوال الكامل و سيرته و علاماته فليطالع كتاب مفتاح غيب الجمع و تفصيله الذي ضمّنته التنبيه على هذا و غيره . . . « 2 » .
و آن جناب در خاتمه مفتاح به تفصيل در خواصّ انسان كامل بحث فرموده است « 3 » .
كلمهء 112
در مسائل هيوى احتياج مبرم به معرفت اطوال و عروض بلاد است ، از آن جمله مسائل تحصيل سمت قبله است كه اكثر طرق آن بايد از علم به طول و عرض بلد بدست آيد . بدان كه بلاد در اين گونه تعبيرات در كتب و رسائل و زيجات و اطلسها بنابر اهميّت دادن به موضوع است ، و گرنه حكم طول و عرض هر نقطهاى از برّ و بحر همين است كه گفتهايم .
به مثل وزان اين تعبير در علم هيئت ، وزان تعبير اتحاد عاقل به معقول در حكمت متعاليه است . أعني چنان كه بحث در پيرامون اتحاد عاقل و معقول در كتب و رسائل بر سبيل اختصاص و انحصار نيست كه فقط عاقل با معقولش متحد
هامش
( 1 ) - « نفحات » ص 76 ، چاپ سنگى .
( 2 ) - « اعجاز البيان فى تاويل ام القرآن » ص 312 ، چاپ هند ، و ص 429 ، چاپ مصر .
( 3 ) - « مصباح الانس » ص 279 تا آخر كتاب ، رحلى ، چاپ سنگى .