تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
خارجى ديگر را . هرگونه معجزات و كرامات و خارق عادتهاى انسانهاى كامل همه از اين جهت و بدين سبب است . ظهور معجزات و كرامات و مطلق خوارق عادات از انسان ، مثل پديد آمدن ديگر چيزها ، بدون واسطه علل و اسباب نيست . و اين واسطه ، نفس انسانى به اذن اللّه تعالى است . و اين اذن اللّه اذن قولى دارج و متعارف در محاورات شفاهى نيست ، بلكه إذن اللّه به معنى واقعى تكوينى آنست بدان نحو كه اقتضاى وجود صمدى است ، و موحّد به توحيد قرآنى بدان آگاه است ، چه اين كه نفس ناطقه انسانى در مسير تكامل و اشتداد وجودى به جائى مىرسد كه همانطور بدن و قواى وى در اطاعت او مىباشند ، موجودات عالم همه به منزلت اعضاء و جوارح او مىگردند ، و مادّه كائنات مطيع او مىشود كه تواند در آنها تصرّف كند و به بيان حكيم الهى مولى صدراى شيرازى در مفاتيح : النفس الإنسانية من شأنها أن تبلغ إلى درجة يكون جميع الموجودات أجزاء ذاتها ، و تكون قوّتها سارية في الجميع ، و يكون وجودها غاية الكون و الخليقة . لذا معجزات قولى و فعلى و همچنين مطلق كرامات و خارق عادات مثل علاج اكمه و ابرص ، و استحالت عناصر مانند برد و سلام شدن نار براى ابراهيم خليل الرحمن و نزول باران از صلات استسقاء و جز آن و بروز خصب و رخاء و تسبيح حصاء و ثعبان شدن عصاء ، و شق البحر و شق الشجر و شق الأرض و شق البحر ، و احياى أموات و شفاى مرضى ، و اشباه و نظائر اين گونه امور همه از تصرف جوهر نفس كامل انسانى به اذن اللّه تعالى است به تفصيلى كه در آغاز انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه بيان كرده‌ايم « 1 » . نه چنان كه آراء فائله قايل‌اند كه مساوق با گزاف مىگويند ، زيرا كه آنان بىواسطه اسباب همه چيز را به خداوند نسبت مىدهند ، و وسائط و اسباب و آلات را عزل مىكنند ، چنان كه مردم طبيعى در مقابل آنان همه چيز را به اسباب نسبت مىدهند و از مسبّب اسباب غافل‌اند .
هامش
( 1 ) - « انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه » ص 14 - 15 ، چاپ سوم .