باشد ، و در حسّاس با محسوس و يا در قوه واهمه با موهوم و يا در قوه متخيله با متخيل اين اتحاد نباشد ، بلكه اتحاد مدرك به مدرك است مطلقا ، و لكن چون ادراك معقولات در نشأت طبيعت اختصاص به انسان دارد كه صاحب نفس مدركه معقولات و كليّات است ، و بدين گوهر گرانبها از انواع حيوانات ممتاز است ، و آنچه براى انسان من حيث هو انسان به كار مىآيد و بدان مجد و عظمت مىيابد همان ادراك معقولاتست كه كلياتاند و محيط بر زمان و مكاناند ، بحث را به اسم اتحاد عاقل و معقول از جهت شرافت آن عنوان كردهاند ؛ همچنين در تعبير اطوال و عروض اماكن و آفاق ، از جهت شرافت بلاد تعبير به طول و عرض بلاد كردهاند ، و گرنه چنان كه گفتهايم قرى و جبال و برارى و بحار در اين حكم شريكاند .
كلمهء 113
در مكانت دانش ترازو گوييم : تار و پود سرشت انسان بينش و كاوش است .
برهان رهنماى عقل تا به سر منزل ايقان است . مقام محمود آدمى ادراك حقايق اشياء به نحو شهود است .
رستگارى هر كس به دانش شايسته و كردار بايسته است كه دو بال مرغ جانند و با اين دو بال تواند به اوج عزّت خود پرواز كند . شايسته را از ناشايسته نور برهان تميز مىدهد و بايسته را از نابايسته منطق دليل .
ترازوى راستين سنجش درست از نادرست و محك سره از ناسره علم ميزان است . و به تعبير شيرين و دلنشين ابن سينا در آغاز دانشنامه : « علم منطق علم ترازوست » .
لسان وحى محمّدى - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - كه زبانه هر ترازوست ، فرمايد :
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ
« 1 » .
هامش
( 1 ) - سورهء زمر ( 39 ) : 20 .