اسحاق قونوى است . ابن فنارى در ديباچه مصباح ، صدر قونوى را بدين وصف نام مىبرد : « و الذي صنّف شيخنا الكامل المكمّل . . . » . و در بسيارى از موارد مصباح به وصف « الشيخ » ، پس صدر قونوى شيخ و استاد ابن فنارى بوده است .
وجه تسميه شرح به مصباح الانس اين است كه شارح در شرح بسيارى از مطالب و مسائل مهم كتاب هر يك را با مسأله حكمى و فلسفى كه نظير اوست شرح و تقريب مىكند ، و خواننده كتاب را با تمسّك بدان مسأله حكمى به مسأله عرفانى انس مىدهد . و عنوان اين تنظير و تقريب در هر مورد به تعبير « تأنيسه » است .
غرض عمده ما در اين كلمه اين است كه صدر قونوى در خود رساله مفتاح كه متن مصباح است آن را به اسمى نام نبرده است ، و شارح ياد شده - اعنى ابن فنارى - آن را مفتاح غيب الجمع و الوجود خوانده است ، و بعد از آن ديگران به تبع وى يكى از مؤلفات قونوى را مفتاح غيب الجمع و الوجود دانستهاند .
صدر المتألهين در آخر فصل سىام مرحله ششم اسفار آن را مفتاح الغيب نام برده است « 1 » . و نيز آن جناب در فصل بيست و هشتم مرحله ششم اسفار گويد : « و ذكر الشيخ العارف صدر الدين القونوى فى كتابه المسمّى بمفتاح غيب الجمع و التفصيل . . . » « 2 » .
و خود صدر قونوى در اول نصّ نهم كتاب نصوص گويد : « من النصوص الكلية نصوص ذكرتها في كتاب مفتاح غيب الجمع و تفصيله » . و آنچه در اين نص آورده است همانست كه در متن فصل دوم از فصول سابقه تمهيد جملى مصباح الانس آمده است كه : « انّ الشىء لا يثمر ما يضادّه و يناقضه . . . » « 3 » .
و نيز در آخر نفحه دهم النفحات الإلهية گويد :
و قد ذكرت سرّ الأثر و الإمداد و الاستمداد و النكاح و أمهات مراتبه و أنها خمسة و ما ظهر بكلّ نكاح منها في اول كتاب مفتاح غيب الجمع و تفصيله من تصانيفى موجزا
هامش
( 1 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 196 ، رحلى ، چاپ سنگى .
( 2 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 193 ، رحلى ، چاپ سنگى .
( 3 ) - « مصباح الانس » ص 28 ، رحلى ، چاپ سنگى .