و مانند كلمات ياد شده كلمه « ارض » است . در اصطلاح دانشمندان هيوى ارض بر كره خاك گفته مىشود كه آب بر اكثر آن احاطه دارد . اما به اين معنى در قرآن نيامده است ، هرچه ارض در قرآنست مراد سطح خاك و خشكى آن يا قطعات آنست . بلكه كوهها نيز از مفهوم ارض خارجاند . قوله سبحانه :
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ
« 1 » خداوند زمين را در مقابل كوه قرار داده است ، زمين مىلرزد و كوه هم مىلرزد .
مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا
« 2 » مشرقها و مغربهاى زمين . مراد كره زمين نيست زيرا كه كره هميشه يك نيمهاش روشن و يك نيمهاش تاريك است ، اما قطعات سطح زمين مشرق و مغرب دارد ، كره زمين مشرق و مغرب معيّن ندارد .
خداوند زمين را بساط و فرش و منزلگاه قرار داد و رام آفريد كه چون مردم در آن تصرف كنند هر شكل به آن دهند آن شكل را قبول كند و نگاهدارد . قوله تعالى شأنه :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا
« 3 » اوست كه زمين را رام شما ساخت . قوله سبحانه :
وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
« 4 » نظر نمىكنند به زمين كه چگونه مسطح گشت .
معاندان گويند : زمين كره است چرا در قرآن گويد زمين را پهن ساختيم ؟ در جواب گوئيم مقصود قطعات زمين است زير پاى مردم نه كره زمين . براى تفصيل اين مطلب به درس 52 دروس هيئت و ديگر رشتههاى رياضى رجوع شود . و در همين درس آمده است كه : ارض گاهى به معنى عالم جسمانى دنيوى استعمال گرديده است ، در مقابل آسمان كه عالم مجردات و روحانيات است ، قوله سبحانه :
وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ
« 5 » .
و از قبيل كلمات ياد شده كلمه « سبلت » است . مرحوم طريحى در ماده « س
هامش
( 1 ) - سورهء مزمل ( 73 ) : 14 .
( 2 ) - سورهء اعراف ( 7 ) : 132 .
( 3 ) - سورهء ملك ( 67 ) : 15 .
( 4 ) - سورهء غاشيه ( 88 ) : 20 .
( 5 ) - سورهء اعراف ( 7 ) : 175 .