تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اين چند بيت از آن جمله است :
سائل بنى الأشعر إن جئتهم * ما كان أنباء أبى واسع
ان سلّط اللّه به كلبه * يمشى الهوينى مشية الخادع
فالتهم الرأس بيافوخه * و الحلق منه فغرة الجائع
و الليث يعلوه بأنيابه * منعفرا وسط الدّم النّاقع
من يرجع العام إلى أهله * فما أكيل السبع بالرّاجع
و مانند كلمات ياد شده كلمه « اب » است به بيانى كه در نكته 603 هزار و يك نكته گفته‌ايم : در لغت قرآنى كه عربى مبين است ، والد و والده آن كسى است كه فرزند از آنها متكون و متولد است كه در حقيقت پدر و مادرند نه أب كه به معنى اصل به وجه اعم و متكفل امور شخص و معانى ديگر قريب بدانها است . مثلا « الولد سر أبيه » اين اب ، والدين هر دو را شامل است .
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ
« 1 » ، اين أب والد نيست و ابراهيم مولود او نيست . اين نكته از فص محمدى فصوص الحكم و شرح قيصرى بر آن استفاده شده است ، و شواهد آيات و روايات در اين مطلب بسيار است . جناب استاد علامه طباطبائى - رضوان اللّه تعالى عليه - در الميزان در تفسير كريمه :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ . . .
« 2 » به تفصيل در اين مطلب شريف اعنى فرق ميان اب و والد بحث فرموده است و بدين نتيجه رسيده است كه « الوالد لا يطلق إلا على الاب الصلبي و هو الذى يلد و يولّد الانسان . . . » « 3 » . و مانند كلمات ياد شده كلمهء « بروج » است كه بروج در قرآن كريم به معنى ستاره‌هاى بزرگ است نه بروج اصطلاح هيوى به تفصيلى كه در درس بيستم دروس معرفة الوقت و القبله تقرير كرده‌ايم « 4 » .
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ( 6 ) : 75 . ( 2 ) - سورهء انعام ( 6 ) : 75 . ( 3 ) - « الميزان » ج 7 ، ص 168 - 172 ، چاپ اوّل . ( 4 ) - « دروس معرفة الوقت و القبلة » ص 131 - 134 ، چاپ اوّل .