تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
لغة اندلس ، و هيت لك بمعنى هلّم لك من الحورانية ، محمول على أنّها وضعت عربية ثم وافقها العجم فى الاستعمال بذلك المعنى .

كلمهء 92

الإدراك الفطرى أعنى المعرفة البسيطة ليس قابلا للتفكر إذ تحصيل الحاصل محال ، بل التفكّر يصير حجابا له ، و لذا قال - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - : لا تفكّروا فى ذات اللّه . فافهم .

كلمهء 93

جوارى جمع جاريه است ، و جرى سير سريع است كه از « جرى الماء » مستعار است . و بدين سبب كشتى و آفتاب و دختر خرد را جاريه گويند . وجه تسميه آن در كشتى و آفتاب روشن است ، اما در دختر بدين سبب كه بقول شيخ در اول فصل ششم مقاله نهم حيوان شفا « 1 » چون رطوبت مزاج دختر بيش از پسر است زود مىبالد ، و به همين جهت زود شكسته مىشود . و به عبارت خوارزمشاهى در ذخيره : هرگاه نطفه مادر و پدر گرم باشد فرزند نرينه آيد ، و هرگاه كه سرد باشد مادينه آيد ، از بهر آن كه چيزهاى گرم قوىتر از چيزهاى سرد باشد . و بدين سبب است كه نرينه قوىتر از مادينه است . و از بهر آن كه مزاج مادينه‌تر تر و ضعيف‌تر بود ، فرزند مادينه زودتر رسد ، و زودتر از كار بازماند ، همچنان كه درخت ضعيف زودتر برآيد ، و زودتر تباه شود .

كلمهء 94

اين كلمه حكايتى از حالت ديرين اين كمترين حسن حسن‌زاده آملى است
هامش
( 1 ) - « شفا » ج 1 ، ص 439 ، رحلى ، چاپ سنگى .