يعنى هرظرف به آنچه كه در او نهاده شد گنجايش او تنگ مىشود ، مگر ظرف علم كه گنجايش او بيشتر مىگردد .
هريك از ظرفهاى جسمانى را حد معينى است كه گنجايش آنها را تحديد مىكند ، مثلا پيمانهها و بركهها و درياچهها و درياها هريك را اندازهايست كه بيش از آن اندازه آب را نمىپذيرند ، به خلاف نفس ناطقه انسانى كه هرچه مظروف او كه آب حيات علوم و معارف است در او ريخته شود سعه وجودى و ظرفيت ذاتى و گنجايش او بيشتر و براى فراگرفتن حقايق بيشتر آمادهتر مىشود .
پس اين برهان نازل از بطنان عرش تحقيق ناطق است كه نفس ناطقه علاوه بر اينكه موجودى عالى از جسم و جسمانيات ، و عارى از احكام نشاه طبيعت است ، بيان مقام فوق تجرد نفس نيز هست كه مجرد از ماهيت هم هست و او را حد يقف نيست و گوهرى فوق مقوله است زيرا مجرد بودن موجودى از ماده غير از مجرد از ماهيت بودن او و عدم وقوف او در حدى و مقام است .
اين است معنى صحيح كلام امام عليه السلام كه به اختصار تقرير كردهايم نه آنكه ابن ابى الحديد در شرح آن يكى از ادله تجرد نفس ناطقه را كه حكماى پيشين نقل كرده است و آن را بدون مناسبت و يا به ادنى مناسبت بيان منطق امام
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 542
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٤٢