و النفسية و العقلية التى كل له مقام معلوم بل النفس الانسانية ذات مقامات و درجات متفاوتة و لها نشئات سابقة و لاحقة و لها فى كل مقام و عالم صورة اخرى .
و لازمه فوق تجرد بودن ، اين است كه نفس مجرد از ماهيت است ، چنان كه مجرد از ماده و احكام ماده و در مقابل تعقل است .
مشاء فقط تجرد نفس ناطقه را از ماده ثابت كردهاند ، و تجرد از ماهيت را فقط در واجب تعالى گفتهاند ، اما در حكمت متعاليه فوق تجرد نفس يعنى تجرد از ماهيت نيز ثابت شده است كه او را حد يقف نيست و ماهيت حكايت از ضيق حد و حصر وجودى چيزى مىكند ، و چون موجودى بسيط عارى از ماهيت باشد او را مقامى معلوم نيست كه در آن مقام توقف كند ، و به همين بيان نفس فوق مقوله است زيرا كه موجود مجرد از ماهيت وجود است و وجود نه جوهر است و نه غرض .
مرحوم حاجى در منظومه گويد
و انها بحت وجود ظل حق * عندى و ذا فوق التجرد انطلق
توضيحا گوييم . نفس گوهرى بسيط و وجود بحت و ظل وجود حقتعالى است كه موجودى مجرد از ماهيت است يعنى احكام وجود بر او غلبه دارد و آثار ماهيت در آن مندك است ،