تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
از ورود در رد و ايراد و نقض ابرام آنها اعراض مىكنيم ، ولى سخن در اين است كه اقامه دليل بر رد مبانى علوم نظريه ، با سلاح دليل به جنگ دليل رفتن است و دليل خود فلسفه است و حق اين است كه هيچگاه جامعهء بشرى نمىتواند از منطق و برهان مستغنى باشد . ائمه دين ما عليهم السلام به طريق فكر و نظر با مردم احتجاج مىفرمودند و كتاب احتجاج شيخ جليل احمد بن على بن ابى طالب طبرسى رضوان الله عليه و ديگر جوامع روائى ماثور از اهل بيت عصمت و وحى بر اين مدعى شاهد عدل‌اند . بلكه قرآن مجيد حجت بالغه است ، در چند جا احتجاج انبياء عليهم السلام را حكايت فرموده است . قاضى نور الله شهيد قده را در اول مجلس ششم مجالس المومنين بيانى اوسط است كه تحصيل يقين به مطالب حقيقيه كه حكمت عبارت از آن است يا به نظر و استدلال حاصل مىشود چنان كه طريقه اهل نظر است و ايشانرا علما و حكما مىخوانند ، يا به طريق تصفيه و استكمال چنان‌كه شيوهء اهل فقر است و ايشان را عرفاء و اولياء نامند . و اگرچه هردو طايفه به حقيقت حكمااند ليكن اين طايفه ثانيه چون به محض موهبت ربانى فائز به درجهء كمال شده‌اند و از مكتب‌خانه و علمناه من لدنا علما سبق گرفته‌اند و