ذاتيه تشكيك نيست .
اگر مراد اين است كه تقدم و تاخر و اولويت و عدم آن و شدت و ضعف به اعتبار وجود من حيث هو هو است ، ممنوع است ، زيرا كه اين مذكورات يعنى تقدم و تاخر و اولويت و عدم آن و شدت و ضعف ، از امور اضافيهاند كه جز به نسبت بعضى با بعضى متصور نيست .
و ديگر اينكه مقول بر سبيل تشكيك به اعتبار كليت و عموم است و حال اينكه وجود من حيث هو نه عام مصطلح است و نه خاص مصطلح ، هرچند سارى در اشيا است .
و اگر مراد اين است كه تشكيك به قياس با ماهيت ، لا حق و عارض وجود مىشود ، مسلم است ، ولى از اين قول لازم نمىآيد كه وجود من حيث هو بر آن مذكورات به تشكيك مقول شود بلكه مقول به تواطؤ است زيرا اعتبار معروضات كه ماهياتاند غير اعتبار وجود است بنابراين از تفاوت ماهيات ، تفاوت وجود لازم نمىآيد چه اينكه جايز است ماهيات به سبب نسبت بعضى از آنها به بعض ديگر متفاوت باشند و در وجود متساوى باشند ، و اين بعينه كلام اهل الله است چه اينكه آنان بر اين مبنىاند كه وجود به اعتبار تنزلش در مراتب اكوان ، و ظهورش در حظائر امكان ، و به اعتبار كثرت وسائط ، خفاى آن اشتداد مىيابد ، لذا ظهور كمالاتش ضعيف مىشود ، و به اعتبار قلت وسائط
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 456
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٥٦