اعتبارى است و ما به الامتياز نيز عين ما به الاشتراك است كه تشكيك خاصى است ، لكن تفاوت رايين به كمال و نقص در مراتب و عظم و صغر در مجالى است .
تمثيلى كه به عنوان تقريب در تشكيك اهل تحقيق توان گفت آب دريا و شكنهاى اوست كه شكنها مظاهر آبند و جز آب نيستند و تفاوت در عظم و صغر امواج است نه در اصل ماء هرچند اى برون از وهم و قال و قيل من خاك بر فرق من و تمثيل من .
اهل تحقيق نافى تشكيك اهل نظر به خصوص تشكيك به مبناى حقايق متبائنهاند كه در يك حقيقت بدون دخالت هيچ عامل موثر و مشخص ديگر چگونه دو مرتبه و مراتب متفاوت صورتپذير است ؟
قيصرى در فصل اول مقدمات شرحش بر فصوص الحكم در نفى تشكيك اهل نظر به بيان اهل تحقيق گويد اينكه گفته مىشود وجود بر افرادش به تساوى واقع نمىشود زيرا كه بر وجود علت و معلول به تقدم و تاخر است ، و بر وجود جوهر و عرض به اولويت و عدم آنست ، و بر وجود قار و غير قار به شدت و ضعف است ، پس وجود براينها مقول به تشكيك است ، و هرچه كه مقول به تشكيك است نه عين ماهيت شئ است و نه جزء آن ، چنان كه در حكمت نظريه مبرهن است كه در كليات
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 455
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٥٥