يقين به " بايد مطلق " و علم به " بايد همهجانبه " هرگز از اقدام به عمل جدا نخواهد بود و آنچه در فرعون و مانند او يافت مىشود يقين نسبى و علم به " بايد نسبى " است زيرا نسبت به بعضى از قواى نفس و همچنين برخى از اميال نفسانى ، علم به " بايد " پيدا نمىشود و گرنه تخلف ندارد .
چون در اثبات وصف مستقلى بنام اراده جداى از حقيقت علم ، تامل داشتند لذا مسائل اراده را گرچه در بخشى از بحثها همانند ديگر حكماء مطرح كردهاند « 2 » ولى در خلال طرح مسئله آن را به عنوان نقل قول و به تعبير - على ما قيل - بيان نمودن و در مورد ديگر به تصديق به وجوب عمل اكتفاء كردن و مانند آن از شواهد مخصوص نشان ده تامل استاد در حقيقت اراده بوده تا راهگشاى تدبر بيشتر آيندگان باشد .
4 - ارادهء ذاتى واجب تعالى را در قبال ارادهء فعلى حضرت احديت قرار دادن و آن را بعد از تحليل به علم به نظام احسن برگردان كه مورد قبول ديگر حكماء الهى است مورد تامل استاد علامه ( قده ) بود ، زيرا ارادهء فعلى گرچه ترديدى در او نيست و همگان به آن اعتراف دارند ، ولى ارادهء ذاتى اگر بعد از تجريد از نقائص به معنى علم برگردد و مفهوم خود را اصلا از دست بدهد وصف جداى از صفت علم نخواهد بود ، چه
هامش
( 2 ) - نهاية الحكمه ص 108