( قده ) در تعليقه بر كفايه ارادهء ذاتى را به ابتهاج ذاتى تفسير نمودهاند كه هم مفهوما جداى از علم باشد و هم مصداقا مانند ديگر صفات ذاتى عين آن باشد .
خلاصه آنكه آنچه معروف و مورد قبول حكماء الهى در تفسير ارادهء ذاتى و همچنين در تحليل معنى قدرت ذاتى واجب تعالى مىباشد مورد نقد و رد حضرت علامه است .
5 - اثبات ارباب انواع و مثل افلاطونيه كه مورد تمايل اشراقيين و مذهب شيخ اشراق و نيز مختار صدر المتالهين مىباشد از نظر استاد علامه مورد نقد و تامل است ، زيرا وجود عقول مجرد عرضى همانند وجود عقول مجرد طولى با هيچ مبنائى مباينت ندارد و تشكيك را در سلسله عقول عرضيه حل كردهاند ولى محل نظر استاد اين است كه مراد از ارباب انواع پيش حكماء الهى كه آن را به استناد قاعدهء امكان اشرف اثبات كردهاند اين است كه يك سلسله كليات مجرده كه به وجود خارجى در عالم عقل موجودند از لحاظ ماهيت نوعى همانند فرد موجود مادى مندرج تحت ماهيت كلى همان فرد موجود مادى هستند و تفاوت ماهوى با فرد مادى ندارند فقط در نحوه وجود خارجى از يكديگر امتياز دارند كه يكى فردى است مادى و ديگرى فردى است مجرد .
ليكن بايد دقت كرد آيا در جريان قاعدهء امكان
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٧٥