نديدم كه به خود ببالد و از خويشتن تعريف و تمجيد كند . در تعليم و تربيت بخل نداشت ، عالىترين مطالب علمى را كه گاهى هم از ابتكارات فكرى خودش بود با كمال سادگى در اختيار علاقهمندان قرار مىداد . بدون اينكه خودستايى كند و بگويد :
اين مطلب از ابتكارات من و مطلب مهمى است .
در بذل دانش حريص بود ، سئوال هيچكس را بلا - جواب نمىگذاشت و جواب سائل را برطبق مراتب دركش مىداد . مطالب علمى را در عبارتهاى كوتاه بيان مىكرد و از عبارتپردازى خوشش نمىآمد . به كثرت و قلت شاگردانش چندان توجهى نداشت . گاهى حتى براى دو سه نفر هم درس مىگفت .
غير طلاب را نيز از كسب فيض محروم نمىكرد . هركس و در هر لباس و هرسن خدمتش مىرسيد مىتوانست از محضرش استفاده كند و افراد زيادى استفادهها كردند . از داخل و خارج كشور نامههاى فراوانى خدمت ايشان مىرسيد كه پرسش علمى و دينى داشتند . جواب نامهها را با خط خودش مىنوشت و مىفرستاد .
علاوه بر درسهاى رسمى ، جلسهء اخلاق و سير و سلوكى داشت كه بعض علاقهمندان در آن شركت داشتند و كسب فيض مىنمودند . شبهاى پنجشنبه و جمعه نيز يك جلسه خصوصى سيارى داشت كه عدهاى از افاضل طلاب به طور خصوصى در آن
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٢٣