روزهاى اول قبل از اينكه در جلسه درسى شركت كرده باشم در منزل نشسته بودم و به آيندهء خودم فكر مىكردم . ناگاه درب خانه را زدند ، درب را باز كردم ديدم يكى از علماى بزرگ است ، سلام كرد و داخل منزل شد . در اتاق نشست و خيرمقدم گفت . چهرهاى داشت بسيار جذاب و نورانى ، با كمال صفا و صميميت به گفتگو نشست و با من انس گرفت ، در ضمن صحبت اشعارى برايم خواند و سخنانى بدين مضمون برايم گفت :
كسى كه به قصد تحصيل به نجف مىآيد خوب است علاوه بر تحصيل به فكر تهذيب و تكميل نفس خويش نيز باشد و از نفس خود غافل نماند .
اين را فرمود و حركت كرد .
من در آن مجلس شيفتهء اخلاق و رفتار اسلامى او شدم سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربانى چنان در دل من اثر كرد كه برنامهء آيندهام را شناختم . تا مدتى كه در نجف بودم محضر آن عالم باتقوى را رها نكردم ، در درس اخلاقش شركت مىكردم و از محضرش استفاده مىنمودم . آن دانشمند بزرگ آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى رضوان الله عليه بود .
استاد علامه در حدود ده سال در نجف اشرف اقامت فرمودند و در اين مدت علاوه بر تحصيلات فقه و اصول و
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٢١