استاد ، به مقتضاى « كلم الناس على قدر عقولهم » مراتب استعداد افراد را براى درك معارف و مطالب علمى رعايت مىفرمود و براى هركس به مقدار فهمش سخن مىگفت .
گاهى يك مطلب را با عبارات مختلف براى اشخاص متفاوت بيان مىكرد . غالبا حقائق و معارف دقيق را در قالب الفاظ و كنايات و حتى داستان و شعر در اختيار افراد قرار مىداد ، و اگر در مخاطب استعداد بيشترى را احساس مىكرد همان مطلب را بىپرده در سطح بالاترى بيان مىكرد . اما هيچكس حتى افراد عادى را از فيض علوم و معارف ، محروم نمىساخت و درخور فهمشان با آنان سخن مىگفت .
شاگردانى در سطوح مختلف از محضرشان بهرهمند مىشدند . چنان كه براى دانشمندان و افاضل جلساتى داشت و عالىترين مطالب را در اختيارشان قرار مىداد براى افراد عادى هم جلساتى داشت كه از محضرش استفاده مىنمودند .
كارهاى علمى استاد نيز در يك سطح نبود ، از يك طرف عالىترين مطالب را در تفسير مىنوشت و دقيقترين مطالب فلسفى را براى افاضل طلاب و اساتيد دانشگاه و دانشمندان خارجى مانند پرفسور كربن فرانسوى بيان مىكرد . از طرف ديگر حقايق و معارف دين را در سطح پائين حتى براى دانشآموزان مدارس به نگارش در مىآورد .
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٢٥