حديث به هيأت مفرد أعنى روى ، روايت نشده است ؛ بلكه به صيغت جمع يعنى رووه مروى است ، پس خيلى ريشهدار است كه جمعى آن را روايت كردهاند .
در اين كريمه ربّ الابرار ، ساقى ابرار است و در اين ربّ و اضافه آن به هم ، هم مطالبى است كه نهفته معنى ، نازك بسى است در خط يار .
طهور صيغت مبالغت است ، طاهر پاك است و طهور پاك كننده . آب مضاف ممكن است كه طاهر باشد اما مسلما طهور نيست اما مطلق آن هم طاهر است و هم طهور . ابرار شرابى كه از دست ساقيشان مىنوشند علاوهبر اين كه پاك است پاك كننده هم هست .
اين شراب ابرار را از چهچيز تطهير مىكند ؟ امام فرمود : از هرچه كه جز خداست ، زيرا كه طاهر از دنس اكوان جز خدا نيست . دنس چرك است و اكوان موجودات ، و مراد از دنس نقص امكان است كه خداوند از نواقص ممكنات طاهر است ، زيرا كه صمد حق است . اين شراب انسان را از ما سوى اللّه شستوشو مىدهد . فتبصّر .
ب - در ابتداى جامع السعادات چند دليل بر تجرد نفس ناطقه آورده است ، نتيجه تمام ادله تجرد نفس ناطقه أعم از تجرد برزخى خيالى ، و تجرد عقلى ، و فوق تجرد عقلى آن ، اين است كه نفس بعد از مفارقت از اين نشأه باقى است يعنى انسان من حيث هو انسان ، فناپذير نيست .
تقديم اين امر مهمّ يعنى اثبات تجرد نفس ، در كتب اخلاق مطلبى لازم و واجب است ، زيرا بحث از اخلاق كه دستورالعمل تكامل نفس و تصاعد او بسوى سعادت ابدى او است مبتنى بر معرفت نفس است . حكيم الهى نامور اسلامى ابن مسكويه در طهارة الاعراق همين شيوه پسنديده را به كار برده است ، بلكه كتاب اخلاق مطلقا متفرع بر اين اصل است ، آن كتاب اخلاق ارسطو نيز جز اين نيست .
نگارنده تاكنون بيش از هفتاد دليل عقلى در تجرد نفس ناطقه انسانى به اطلاق ، از اعاظم حكماى الهى تحصيل كرده است ؛ چنان كه ادلّه نقلى بسيار
مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٩٩