تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
هم گرد آورده است و همه را در يك رساله تدوين نموده است كه اميد است تنظيم گردد و بمحضر طالبان حقيقت تقديم شود . اهتمام ما بدين امر از اينجهت است كه هيچ موضوعى در علوم عقليه و حكمت متعاليه به پايهء أهميت آن نمىرسد . و در حقيقت اين مطلب اجلّ مطالب عقلى و اساس ديندارى است ، و از قديم الدهر سلسلهء جليله حكماى الهى ، كه بمنزلهء مدارك باطنه قوه عاقله انسان كبير شرع و دين‌اند ، در پيرامون آن بحث كرده‌اند و رساله‌هاى جداگانه نوشته‌اند و معرفت نفس را مرقاة معرفت ربّ شناخته‌اند ، و شناسايى آن را باب شناسايى كليه معارف دانستند و جميع ما في الكون را مظاهر صفات نفس يافتند و در سرانجام ، معرفت نفس را عين معرفت رب . و بدين نظر ، تحقيق و تدقيق امر نفس ، فوق بحث در مجرد بودن آنست و همانست كه در حكمت متعاليه چون فتوحات مكيه و اسفار ( ص 54 ج 4 ) عنوان شده است كه : من عرف النفس ، انها الجوهر العاقل المتوهم ، المتخيّل ، الحساس ، المتحرك الشامّ ، الذائق ، اللّامس ، النامى ، أمكنه أن يرتقي الى معرفة : ان لا مؤثر في الوجود إلّا اللّه . حكماى هند در كليله و دمنه به اشاره و رمز درباره نفس ناطقه بابى به نام باب حمامه مطوقه نوشته‌اند ارسطو رساله نفس دارد و بابا افضل كاشى كه از اجلّه علماى اسلام و از افاخم حكماء و عرفاء است آن را به پارسى ترجمه كرده است . ابو نصر فارابى معلم ثانى رساله‌اى ، دارد . در حقيقت روح و اثبات تجرد و بيان او و بيان آنكه روح بدون ماده بدن جوهرى مستقل و قادر بر هرگونه ادراك و لذت در عالم ابديّت و جهان ما فوق طبيعت است . فيلسوف عرب ابو يوسف يعقوب بن اسحق كندى در نفس رساله‌اى نوشته است . شيخ رئيس علاوه‌بر اين كه در نجات و اشارات و شفاء بطور تفصيل در بارهء نفس ناطقه ، مستوفى بحث كرده است چندين رسالهء مستقل در معرفت نفس و تجرد و بقاى آن نوشته است .