اصول اقليدس را دوباره تحرير كند ، و بر تحرير مجسطى خواجه بقلم محقق طوسى ، حواشى داشته باشد و چندين كتاب و رساله علوم رياضى تصنيف كرده باشد ، اهميّتى بسزا دارد .
و در مقام كمال انسانى به حدّى باشد كه مثل سيد بحر العلوم با او چنان خطاب آتى الذكر داشته باشد خيلى مقام است . مرحوم استاد ما علامه حاج سيد محمد حسين طباطبائى ، مرحوم سيد بحر العلوم و ابن فهد صاحب عدّة الداعى و سيد ابن طاوس صاحب اقبال را از كمّل مىدانست و مىفرمود :
اينها كامل بودند . علامه نراقى يكى از تاليفاتش را براى سيد مهدى طباطبائى بحر العلوم به نجف ارسال مىدارد و او را چنين خطاب مىكند :
ألاقل لسكّان ذاك الحمى * هنيئا لكم في الجنان الخلود
أفيضوا علينا من الماء ، فيضا * فنحن عطاش و انتم ورود
و مرحوم سيد بحر العلوم در جواب مىگويد :
ألاقل لمولى يرى من بعيد * جمال الحبيب به عين الشهود
لك الفضل من غائب شاهد * على شاهد غائب بالصدود
فنحن على الماء نشكو الظماء * و انتم على بعدكم بالورود
علامه نراقى گويد : اى رسول ما ، به ساكنان آن حمى يعنى حرم مرتضوى بگو : خلود در بهشت شما را گوارا باشد ، بر ما آبى افاضه كنيد كه ما تشنه و شما سيرابيد . در گفتارش ناظر به آيه پنجاهم سورهء أعراف است .
سيد بحر العلوم در پاسخ گويد : اى رسول ما به آقائى كه از دور جمال دوست را به چشم شهود مىبيند بگو :
تو را كه غائب حاضرى ، بر اين حاضر غائب فضل و برترى است ؛ زيرا كه ما در كنار آب از تشنگى مىناليم و شما با اين كه دوريد وارد در آبيد .
صدود ، اعراض نمودن و رو برگردانيدن است . مرحوم سيد ، علامه نراقى را بسبب حضور و توجه و مراقبت ، غائب شاهد مىخواند ؛ و خود را به سبب