تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
حكيم فاضل ابو الحسن سعد بن هبة اللّه بن كمونه رساله‌اى در ابديّت نفس تصنيف كرده است . فخر رازى ، كتابى در تجرد و بقاى نفس به نام المطالب العاليه دارد ، كه شيخ بهائى در شرح حديث چهلم كتاب اربعين خود آن را نام مىبرد و مىستايد كه : قد تضمّن كتاب المطالب العالية ، منها ما لا يوجد في غيره . شيخ اكبر ، محيى الدين عربى ، فتوحات مكيه و فصوص الحكم را در معرفت نفس و اطوار و نشئات وجودى و شهودى آن نوشته است كه بايد گفت ، كلّ الصيد في جوف الفرأ . خواجه نصير الدين طوسى رساله‌اى به نام بقاء النفس بعد فناء الجسد ، تأليف كرده است . صدر المتألهين در قسم چهارم اسفار بطور مبسوط و مفصّل و مستدلّ در نفس و بقا و شئون و معاد او بحث كرده است . شيخ فاضل رضى على بن يونس عاملى رساله‌اى در اين موضوع به نام الباب المفتوح الى ما قيل في النفس و الروح نوشته است كه تمام آن در سماء و عالم بحار نقل شده است . آقا على مدرس زنوزى صاحب بدايع الحكم رساله‌اى در بيان ان النفس كل القوى نوشته است كه در حاشيه شرح هدايهء آخوند چاپ شده است . طنطاوى جوهرى ، صاحب تفسير ، كتابى در تجرد روح انسان و بقاى آن بعد از خرابى بدن به نام الارواح نوشته است . از اين‌گونه كتب و رسائل كه از قديم تا اليوم در معرفت نفس و بقاى آن نوشته‌اند بسيار است . اين تاكيد و تشديد رجال الهى در اين باب براى اين است كه شبهات متوغلين در ماده را رفع كنند و عقول مردم را به سوى كمالشان كه لقاء اللّه است سوق دهند . مردم طبيعى مادّى ، موت را مساوق نابود شدن مىپندارند و گويند هر كس مرد بطلان صرف مىگردد و هرچه كرد پاداش و كيفر أخروى ندارد ، زيرا كسى باقى نيست تا ثواب يابد يا عذاب بيند و حال كه چنين است