حكيم فاضل ابو الحسن سعد بن هبة اللّه بن كمونه رسالهاى در ابديّت نفس تصنيف كرده است .
فخر رازى ، كتابى در تجرد و بقاى نفس به نام المطالب العاليه دارد ، كه شيخ بهائى در شرح حديث چهلم كتاب اربعين خود آن را نام مىبرد و مىستايد كه : قد تضمّن كتاب المطالب العالية ، منها ما لا يوجد في غيره .
شيخ اكبر ، محيى الدين عربى ، فتوحات مكيه و فصوص الحكم را در معرفت نفس و اطوار و نشئات وجودى و شهودى آن نوشته است كه بايد گفت ، كلّ الصيد في جوف الفرأ .
خواجه نصير الدين طوسى رسالهاى به نام بقاء النفس بعد فناء الجسد ، تأليف كرده است .
صدر المتألهين در قسم چهارم اسفار بطور مبسوط و مفصّل و مستدلّ در نفس و بقا و شئون و معاد او بحث كرده است .
شيخ فاضل رضى على بن يونس عاملى رسالهاى در اين موضوع به نام الباب المفتوح الى ما قيل في النفس و الروح نوشته است كه تمام آن در سماء و عالم بحار نقل شده است .
آقا على مدرس زنوزى صاحب بدايع الحكم رسالهاى در بيان ان النفس كل القوى نوشته است كه در حاشيه شرح هدايهء آخوند چاپ شده است .
طنطاوى جوهرى ، صاحب تفسير ، كتابى در تجرد روح انسان و بقاى آن بعد از خرابى بدن به نام الارواح نوشته است .
از اينگونه كتب و رسائل كه از قديم تا اليوم در معرفت نفس و بقاى آن نوشتهاند بسيار است . اين تاكيد و تشديد رجال الهى در اين باب براى اين است كه شبهات متوغلين در ماده را رفع كنند و عقول مردم را به سوى كمالشان كه لقاء اللّه است سوق دهند .
مردم طبيعى مادّى ، موت را مساوق نابود شدن مىپندارند و گويند هر كس مرد بطلان صرف مىگردد و هرچه كرد پاداش و كيفر أخروى ندارد ، زيرا كسى باقى نيست تا ثواب يابد يا عذاب بيند و حال كه چنين است
مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٠١