تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ارسال رسل و انزال كتب مفهومى ندارد و به انكار بقاى انسان اعراض از اصول و فروع دين مىكنند . اما بزرگان علوم و معارف ، آنهمه ادله عقليه بر تجرد نفس ناطقه و بقاى آن بعد از ويرانى بدن اقامه كرده‌اند كه انسان به مردن بدن و متلاشى شدن آن معدوم نمىشود بلكه باقى و زنده است جز اين كه به يك معنى از سرايى به سراى ديگر انتقال مىيابد و آنچه كرده است با خود مىبرد و هركس بسوى عمل خود مىرود ، بلكه عين عمل خود است كه علم و عمل انسان سازند و در يوم تبلى السرائر باطنش عين ظاهر مىگردد .

ان العمل نفس الجزاء

ج - يكى از مسائل نفيس در معرفت نفس ، اين است كه عمل نفس جزاء است و علّامه محقق نراقى قدس سرّه ، يكى از مباحث كتاب شريف جامع السعادة را اين مطلب مهمّ معنون به همين عنوان قرار داده است كه : انّ العمل نفس الجزاء . علم و عمل عرض نيستند بلكه جوهر و انسان‌سازند . انسان به علم و عمل سازنده خود است و كارى مهمتر از اين سازندگى ندارد . علم سازنده روح و عمل سازنده بدن است ، و همواره در همه عوالم ، بدن آن عالم مرتبهء نازله نفس است . و بدنهاى دنيوى و أخروى در طول يكديگرند و تفاوت به نقص و كمال است . جزا نفس علم و عمل بودن است چه جزا در طول علم و عمل است . و ملكات نفس موادّ صور برزخىاند ، يعنى هر عمل صورتى دارد كه در عالم برزخ آن عمل بر آن صورت بر عاملش ظاهر مىشود ، كه صورت انسان در آخرت نتيجه و غايت فعل او در دنيا است . و هم‌نشينهاى او از زشت و زيبا همگى غايات افعال و صور اعمال و آثار و ملكات او است ، كه در صقع ذات او پديد مىآيند ، و بر او ظاهر مىشوند ، در نتيجه انسان در اين نشأه نوع و در تحت آن افراد ، و در نشأه آخرت جنس و در تحت آن انواع است . و از اين امر