چرا زاهد اندر هواى بهشت است * چرا بى خبر از بهشت آفرين است
همچنين شاگردان بزرگى كه در كنف تعليم و تأديب مدرسه الهيّه ائمه دين تربيت شدهاند ، هريك خود از بزرگترين استادان ارباب معرفت در آداب سير و سلوك نفسانى مسير تكامل انسانىاند . چون سلمان فارسى و اويس قرنى و كميل بن زياد نخعى و ميثم تمار و معروف كرخى و بزرگان بسيار ديگر كه از اصحاب سرّ ائمه اطهار ما بودند ، چنان كه وقتى كميل از حضرت امير المؤمنين عليه السلام پرسيد ، كه ما الحقيقة ؟ و امام به او فرمود : ما لك و الحقيقة ؟ كميل عرض كرد اولست صاحب سرّك ؟ آيا من صاحب سرّ تو نيستم ، قال بلى ، امام عليه السلام فرمود : آرى تو صاحب سرّ من هستى آنگاه در بيان حقيقت حقائقى به او املاء فرمود .
چون كميل صاحب سرّ آن جناب بود آنچه كه از كميل به ما رسيده است ، همه اسرار علوم و معارف آل محمد است ، همين حديث حقيقت كه درباره آن بايد گفت :
آن كس كه ز كوى آشنائى است * داند كه متاع ما كجائى است .
و ديگر حديث سئوال از نفس كه كميل گويد : سألت مولانا امير المؤمنين عليه السلام ، فقلت يا امير المؤمنين : اريد أن تعرّفنى نفسى ، و آن را به تفصيل علامه شيخ بهائى در دفتر سوم كشكول نقل كرده است .
و ديگر دعاى معروف كميل كه دعاى خضر عليه السلام است و حضرت وصّى آن را به كميل تعليم داد و دعاى خضر دعاى كميل شده است و تفصيل آن را جناب سيد بن طاوس در اعمال شب نيمه شعبان اقبال ذكر كرده است .
و ديگر آن كلام امير المؤمنين كه از غرر كلمات حضرت است و سيد رضى رضوان اللّه عليه ، در نهج البلاغه آورده است و در عنوان آن گفته است :
و من كلامه عليه السلام لكميل بن زياد النخعى : قال كميل بن زياد أخذ بيدى امير المؤمنين عليه السلام ، فأخرجنى الى الجبّان الخ . . .