ب : حدود يك قرن بعد از شريف رضى جامع نهجالبلاغه - رضوان اللّه عليه - عالم أوحدى قاضى ناصح الدين ابو الفتح عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى متوفى 510 ه ق ، يازده هزار و پنجاه كلمه از كلمات قصار امير المؤمنين على عليه السلام را به روشى خاص به ترتيب حروف تهجّى به نام « غرر الحكم و درر الكلم » ، گردآورده است و محقق بارع آقا جمال خوانسارى متوفى 1125 ه ق آن را به فارسى ترجمه و شرح نموده است ، تا آنجا كه اينجانب آگاه است ، كتابى به اين تفصيل در جمعآورى كلمات قصار امير المؤمنين تدوين نشده است ، غرض اينكه در آن كتاب گرانقدر از امام عليه السلام روايت كرده است كه فرموده :
العارف من عرف نفسه فأعتقها و نزّهها عن كلّ ما يبعّدها .
يعنى عارف كسى است كه خود را شناخت پس از هرچه كه او را دور مىكند ، آزاد و پاكش گردانيد .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است .
ج - شهيد مولى عبد الصمد همدانى ، كه يكى از اعلام دين و اكابر محققين است در روز غدير 1216 ه ق ، در هجمه وهابيها در كربلاى معلّى شربت شهادت نوشيده است ، يكى از مصنفات ارزشمند آن جناب بحر المعارف در عرفان است ، در اوائل اين كتاب گويد : و في كتاب فردوس العارفين قال امير المؤمنين عليه السلام : « العارف اذا خرج من الدنيا لم يجده السائق و الشهيد في القيمة ، و لا رضوان الجنّة في الجنّة ، و لا مالك النّار في النّار ، قيل و اين يقعد العارف ؟ قال عليه السلام : في مقعد صدق عند مليك متقدر » .
يعنى امير المؤمنين عليه السلام فرمود : هنگامى كه عارف از دنيا بدر رفت ، نه سائق و شهيد در قيامت او را مىيابند ، و نه رضوان بهشت در بهشت ، و نه مالك آتش در آتش . كسى عرض كرد كه عارف در كجا نشسته است ؟ امام فرمود : في مقعد صدق عند مليك مقتدر .