تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
تا چه حدّ بايد كميل را در ساحت امير المؤمنين قرب و منزلت باشد ، كه امام دست او را بگيرد و تنها با او بصحرا برود و آن همه غرر و درر كلمات را به او القاء بفرمايد . معروف كرخى در دست ثامن الحجج على بن موسى الرضا ( ع ) اسلام آورد و بوّاب آن حضرت بود در مشارق برسى آمده است كه جاءه بعض اهل البحر و شكى اليه البحر اذا خبّ عليه ، فقال لهم اذا خبّ عليكم فحلّفوه برأس معروف فانه يسكن ، فرجعوا عنه و ركبوا البحر فخبّ عليهم فحلّفوه برأس معروف فسكن فلمّا عادوا حملوا اليه تحفا بحريّة فعلم الامام ( ع ) بذلك فقال له : من اين لك هذا ؟ فقال له يا مولاى رأس يتوسّد عتبتك الشريفة عشرين سنة فما له من القدر عند اللّه ان يسكن البحر اذا حلّف به ؟ فقال بلى و لكن لا تعد . خلاصه اين كه بعضى از دريانوردان در نزد « معروف » از طوفان و آشوب دريا شكايت كردند ، « معروف » به آنان گفت : هرگاه دريا آشوب شد او را به سر « معروف » سوگند دهيد ، آرام مىشود ، بدستور عمل كردند و بهره‌مند شدند ، امام « ع » به معروف فرمود : اين مقام را از كجا بدست آورده‌اى ؟ عرض كرد : مولاى من سرى كه عمرى در آستانه ولايت شما فرود آمده است ، او را در نزد خداوند اين حدّ قدر نبايد باشد ؟ كسانى كه اصحاب سرّ ائمه اطهار بودند ، مردم برگزيده‌اى بودند و آنانرا ظرفيت و استعداد ديگر بود ، و شرائط ديگر را حائز بودند ، هريك از آنان بفراخور قابليت خود حرف شنيده‌اند و بمقامى رسيده‌اند و خود آن بزرگان كه از اكابر عرفاى اسلامىاند در احياى معارف اسلامى نقش بسزا داشتند . در جوامع فريقين روايت شده است كه قال رسول اللّه « ص » : إنّا معاشر الانبياء امرنا أن نكلّم الناس على قدر عقولهم . هركس به مقدار ظرفيّت و استعدادش از وسائط فيض الهى بهره مىگيرد ، و كلمات اهل عصمت و وحى در حدّ فهم و عقل مردم به آنان القاء شده است ، لذا از روايات ، مرتبه درايت روات ، معلوم مىگردد كه در چه حدّى از قابليت و ظرفيت بوده‌اند . مفاد حديث شريف اين است كه وراى عقل اكثرى مردم ، حقائق و