رسد آدمى به جائى كه بجز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حدّ است مكان آدميّت .
و مىبيند كه خدا است ، دارد خدائى مىكند ، و اسماء و صفات الهى است كه همه در كارند :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ،
و
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ .
شراب و ساقى كه در زبان اهل معرفت دائر است اين است .
انسان موجود ممّتدى است كه يك سويش بر فرق فرش ، و جانب ديگرش در بطنان عرش است ، قرآن شريف سازنده اوست و مخرج او از نقص بكمال ، و از قوه به فعل است . احكام ظاهرى قرآن ، و باطن قرآن يعنى اسرار و تاويلات و درجات و مقامات قرآن همه بيان مراتب و مقامات انسانند و به تعبير حضرت امير المؤمنين امام الأئمة على عليه السلام : اقرأ و ارق ، بخوان و بالا برو ، در هيچ مقامى توقف نكن ، كه بعد از آن مقام مقاماتى است و خبرهايى است ، اين كتاب حبل اللّه المتين است ، اين كتاب انسان را دستآويز محكم است كه آن سرش در دست حق سبحانه است . و نردبانى است كه آيات آن درجات آنست انسان كه در مسير قرآن درجهدرجه و پلهپله به اسرار آن آگاهى مىيابد ، در حقيقت به مقامات معنوى خود اعتلاء و ارتقاء وجودى يافته است و به همان اندازه و پايه ملكوتى شده است و فرشتهخوى گرديده است و تقرب به حق سبحانه پيدا كرده است .
عرفان معرفة اللّه است و كتابى در عرفان عظيمتر از قرآن مجيد وجود ندارد و روايات صادر از اهلبيت عصمت و وحى كه : انما يعرف القرآن من خوطب به ، مرتبهء نازلهء قرآنند به مثل چنان كه بدن مرتبه نازله نفس است ، و نقش عرفاى اسلام در احياى معارف اسلامى اين كه قرآن كريم را به كمك روايات ، تفسير انفسى نمودهاند ، تمام صحف تفسيرى عارفان در حقيقت تفسير انفسى است ، بلكه كتب غير تفسير اساطين اين فن نيز بيان اسرار و بطون آيات و روايات به حسب معارج و معارف شهودى انفسى است .
مراتب قرآن شريف ، مطابق عوالم انسان است و هر مرتبه را حكمى ،