تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
انقطاع را و لا عكس كلّيّا » « 1 » . نكتة : و نعم ما أفاده الحكيم المولى على النورى - قدّس سرّه - في تعليقة على شرح الحديث الثانى من توحيد الكافي لصدر المتألهين : « قال صلّى اللّه عليه و آله : لي مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبيّ مرسل » ، و قوله صلّى اللّه عليه و آله : « نبيّ مرسل » نكرة في سياق النفى فلا تسعه نفسه أيضا في ذلك الوقت فأشار إلى خفاء نفسه عن نظر نفسه فضلا عن خفاء غيره صلّى اللّه عليه و آله عن نظر بصيرته البالغة إلى درجة لا يتصور فوقها كما قال : « فكان قاب قوسين أو أدنى » ؛ انتهى كلامه الرفيع . تنبيه : از ادلّه تجرّد نفس ناطقه و فوق تجرّد آن دانسته مىشود كه نسبت نفس ناطقه با بدن نسبت مظروف با ظرف و يا حال با محل نيست ، بنابراين كسانى كه تن را زندان روح و يا قفس آن و يا خانه و لانه و امثال اين‌گونه تعبيرات در كلمات و كتابهاى خود آورده‌اند به معانى مطابقى اين عبارات نظر ندارند ، بلكه يك سلسله تشبيهات و لطائف در ايفاى مقاصد اخلاقى و عرفانى و حكمى به كار برده‌اند ؛ مثلا شيخ اجلّ سعدى گويد :
خبر دارى اى استخوان قفس * كه جان تو مرغى است نامش نفس چو مرغ از قفس رفت و بگسست قيد * دگر ره نگردد بدام تو صيد
و ديگرى گفته است :
جان قصد رحيل كرد و گفتم كه مرو * گفتا چه كنم خانه فرو مىآيد
و نيز دانسته مىشود كه معرفت روح انسانى كه همان علم بنفس ناطقه و روانشناسى است از هرعلمى مهمتر است چه اين شناختن خويش است و آن دانستن بيگانه ؛ علاوه براين كه باب همه معارف و علوم خود انسان است و آنكه خود را نشناخت از شناخت بيگانه چه بهره مىبرد ؟ ! چنان‌كه مادّيون از كتاب نفس خود حرفى نخوانده
هامش
( 1 ) . اسرار الحكم بتحقيق و تعليق استاد علّامه شعرانى رضوان اللّه عليه ، ص 255 .