تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
همه عالم چو يك خمخانهء اوست * دل هرذرّه‌اى پيمانهء اوست خرد مست و ملايك مست و جان مست * هوا مست و زمين مست و زمان مست جهانى خلق ازو سرگشته دائم * ز خان و مان خود برگشته دائم يكى از بوى دردش عاقل آمد * يكى از رنگ صافش ناقل آمد يكى از نيم جرعه گشته صادق * يكى از يك صراحى گشته عاشق يكى ديگر فروبرده به يك بار * خم و خمخانه و ساقى و ميخوار كشيده جمله و مانده دهن باز * زهى دريا دل رند سرافراز در آشاميده هستى را به يك بار * فراغت يافته ز اقرار و انكار
تبصره : إسناد خلاقيت و ايجاد به نفس ناطقه چنان‌كه عقلا ثابت است نقلا نيز ثابت است چنان‌كه در صحيفه إلهيه در اوائل سوره مباركه آل عمران آمده است :
« أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ »
كه حضرت عيسى عليه السّلام خلق و نفخ را به خود نسبت داده است ، و لكن فرمود : « بإذن اللّه » ، و اين إذن قولى و لفظى نيست كه در محاورات توده مردم متعارف است .
نهفته معنى نازك بسى است در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب من دانم
و شمّه‌اى در اين‌باره جناب آقا على مدرّس - رضوان اللّه عليه - در كتاب شريف