إحاطه بحضرات است آن خلق به صورت خاصه خود در هر حضرتى ظاهر مىشود و صورتها بعضى مر بعضى ديگر را حافظ است ( بسبب سرايت جمعيّت همتش از هريك صورت بديگر صورتها ) پس چون عارف از حضرتى يا از حضراتى غافل شود و حال اين كه او شاهد حضرتى است حافظ صورت مخلوقش در آن حضرت است جميع صورتهاى در حضرات بسبب حفظ همان يك صورت كه عارف در حضرتى از آن غافل نبود منحفظاند ( زيرا كه عوالم با هم مرتبطاند ، و چون صورت در حضرتى از حضرات عاليه منحفظ شد در همه حضرات سافله نيز منحفظ است ) زيرا كه غفلت هيچگاه همه حضرات را فرا نمىگيرد ( كه كسى با يكى از حضرات حاضر نباشد ) نه در عموم خلايق و نه در خصوص خلايق .
و در اينجا رازى را آشكار كردم كه اهل اللّه بر اظهار مثل آن رشگ مىورزند . و اين مسئلهايست كه در كشفم به من خبر دادند ، آن را احدى در كتابى نياورده نه من و نه غير من ، جز در اين كتاب ، پس اين مسئله يتيمه وقت و فريدهء آنست پس از غفلت آن بپرهيز كه آن حضرتى برايت حضور با صورت آفريده در آن است ، مثلش مثل كتابى است كه خداى متعال در شأن آن فرمود :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« 1 » پس آن كتاب جامع جميع واقع و غير واقع است . و آنچه را مىگفتيم نمىشناسد مگر كسى كه خودش قرآن باشد ( جامع حضرات و نسخه عالم كبير باشد چه هر كه تقوى اللّه پيشه كند خداوند برايش فرقان قرار مىدهد ( كه آنگاه فرق مىگذارد و تميز مىدهد و مىشناسد ) .
اين كمترين : حسن حسنزاده آملى گويد : اگر شيخ بزرگوار محيى الدين در كتاب شريف فصوص الحكم هيچ مطلب علمى جز همين يك مسئله نمىداشت در عظمت شأن وى و كتاب وى كافى بود . آنچه را كه از اين دو بزرگوار - صاحب فصوص الحكم و صاحب اسفار - در بيان مقام انسان نقل كردهايم هركلمه خود كتابى است ، و بسيارى از امّهات مطالب اصول عقائد و مسائل حكمى عقلى كه بيان اسرار
هامش
( 1 ) . سورهء أنعام ؛ آيه 39 .