تا اين كه فرمود :
بارى تعالى خلّاق موجودات مبدعه كائنه است ، و نفس انسانى را مثال ذاتش و صفاتش و افعالش آفريده است ، چه اينكه بارى تعالى منزّه از مثل است نه از مثال ، پس نفس انسانى را در ذاتش و صفاتش و افعالش مثال خويش آفريده است تا معرفت نفس مرقات معرفت بارى باشد
« جلوهاى كرد كه بيند بجهان صورت خويش * خيمه در آب و گل مزرعه آدم زد » .
بنابراين ذات نفس را مجرّد از اكوان و احياز و جهات آفريده است ، و او را صاحب قدرت و علم و ارادت و حيات و سمع و بصر گردانيده است ، و او را صاحب مملكتى شبيه مملكت بارى آن كرده است كه در آن هرچه بخواهد ميآفريند ، و آنچه را اراده كند اختيار مىكند ؛ جز اين كه نفس اگرچه از سنخ ملكوت و عالم قدرت و عظمت و سطوت است با اين همه وجود و قوام او ضعيف است زيرا كه در مراتب نزول واقع شده است و وسائط بين او و بين بارئ او بسيار است ، و كثرت وسائط بين شيء و سرچشمهء وجود موجب وهن قوّت شيء و ضعف وجود او مىگردد ، لهذا آنچه كه بر نفس مترتّب است و افعال و آثار خاصّهاى كه از وى پديد مىآيد در غايت ضعف وجود است بلكه وجود آنچه از صورت عقليه و خياليه كه از وى پديد مىآيد اظلال و اشباح وجودات خارجى صادر از بارى است ، لذا آثار وجود خارجى آنها بر آن اظلال و اشباح كه منشئات نفساند مترتّب نيست اگرچه ماهيّت آنها در وجود خارجى و ذهنى محفوظ است ؛ مگر براى برخى از اصحاب معارج كه از جلباب بشريت متجرّداند كه ايشان بر اثر شدّت اتّصالشان بعالم قدس و بمحلّ كرامت ، و بر اثر كمال قوّتشان قادر بر ايجاد امور موجود در خارجاند كه بر آنها آثار اعيان خارجى مترتّب مىشود .
سپس فرمود : مؤيد گفتار ما است آنچه را كه شيخ جليل محيى الدين عربى اندلسى قدّس سرّه در كتاب فصوص الحكم فرموده است : « بالوهم يخلق كلّ انسان في قوّة