تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه گوهر روان (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
دليل شصت و هشتم : در فوق تجرّد عقلى و مقام لا يقفى نفس ناطقه انسانى كه به خاطر اين كمترين خطور كرده است و به قلم تقرير و تحرير درآمده است : جسم و جسمانيات مطلقا علّت فعل ابداعى نميشوند ، چه جسم خود محبوس در زمان و مكان است و هيچگاه از افق مادّه و مدّت بدر نمىرود ، و بين فاعل و فعلش يعنى علّت و معلولش سنخيّت لازم است ، و به حكم كريمه
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
« 1 » - مشاكلت واجب است ؛ پس صدور فعل ابداعى از فاعلى كه جسم است و دون مبدعات محال است ، و از نفس ناطقه انسانى افعال ابداعى صادر مىشود كه با مادّى بودن نفس منافات دارد ، پس نفس ناطقه قدسيه انسانى از سنخ جسم و جسمانى نيست بلكه از وراى عالم طبيعت و از سنخ عوالم ملكوت است . جناب صدر المتألّهين در أوّل مبحث وجود ذهنى اسفار دو مقدمه در اثبات وجود ذهنى آورده است ، ترجمه مختصرى از گفتارش در مقدمهء دوم اين كه « 2 » : خداى متعال نفس انسانى را بحيثى آفريد كه اقتدار بر ايجاد صور اشياء مجرّده و مادّيه دارد زيرا كه نفس از سنخ ملكوت و عالم قدرت و سطوت است ، و ملكوتيون اقتدار بر ابداع صور عقليه قائمه بذواتها و بر تكوين صور كونيه قائمه بمواد دارند ؛ و هرصورت صادرهء از فاعل او را حصول براى فاعل است ، بلكه حصول آن صورت في نفسها عين حصول آن صورت مر فاعلش را است ، و از شرايط حصول شيء براى شيئي اين نيست كه حالّ در آن شيء شود و وصف برايش باشد ، بلكه چه بسا شيئي براى شيئي حاصل است بدون قيامش بنحو حلول و وصفيّت ، چنان كه جميع موجودات براى بارى تعالى حاصل‌اند حصولى كه اشدّ از حصول خودشان براى خودشان يا حصولشان براى قابلشان است .
هامش
( 1 ) . سورهء الإسراء : آيهء 84 . ( 2 ) . ج 1 ، ص 425 ، بتحقيق و تعليق نگارنده .